Sher Jangi ya Moshaera

Ok every body i made this sher jangi topic and hope to see all in this topic.

من زبوی خو ش گلزار بدم می آید


از گل سرخ به دیوار بدم می آید


عاشق رنگ سیاهی و شب و تیرگی ام

از سرور و شعف ای یاربدم میآید
leila jan nice topic janak, afsos ke sher jangi yaad nadarom :(
khud kuna ke dega user ha ba jaye ma sher jangi kunad
Laila jan topic zeeba-st ama mushkel ast sher payda kardan, agar ami ra ba jah-e sher jangi aahang jangi memanden aasan mebod baz ham mebenem ke jawab sher shoma ra meta ;-)

زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
درناي مهاجر آيا تا سرزمين تو نيامد ؟

يا راز من با تو نگفت ؟

راه آيا گم کرده بود ؟

يا نام تو را از ياد برده بود ؟

Nabila



Muslima jan, gape khodet sahi ast ke ahang jangi assan ast, aga motawajeh shwen ami ahang ham az sher jor mesha :roll:
metani ke jawab ha ra ba sher hai ahang ha jawab bete ;-)
MuslimaLaila jan topic zeeba-st ama mushkel ast sher payda kardan, agar ami ra ba jah-e sher jangi aahang jangi memanden aasan mebod baz ham mebenem ke jawab sher shoma ra meta ;-)



Zeera
Plz only sher Jangi,

دو تا چشمام همه جا دنبال تو مي گرده
با نبودنت دلم با غصه ها سر كرده
شب و روز در پي تو من همه جا رو گشتم
يكي گفت غصه نخور اون داره بر مي گرده
كسي مثل تو نشد
كسي مثل تو نبود


Assad



edited by: Assad, Nov 18, 2007 - 11:13 AM
zeeraMuslima jan, gape khodet sahi ast ke ahang jangi assan ast, aga motawajeh shwen ami ahang ham az sher jor mesha :roll:
metani ke jawab ha ra ba sher hai ahang ha jawab bete ;-)


Hahaha qandem era kho mefamom, ama eshar-e ma dega jah bod, ba tawr-e mesaal dar ahang jangi har sher ka gofta mesha baz ba arof akher sher degar sher megaem ama dar sher jangi tawr-e ast ka ba sher jawab gofta mesha ma ami ra megoftom ka ahang jangi aasan ast ;-)

زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
دلا گـفــتـــم دیگـریــادی رخِ دلــبر نکنم

چشم را بر اشکی حسرت دیگر تر نکنم



Nargis
مرا بی یار و غمخور آفریدند
مرا بیمار آفریدند
مرا با درد و عشق سینه سوزِیی
از اول بی پرستار آفریدند


Wais
در این امیــــد بسر شــــد عمــر عــزیـز

که آنچــه در دلم است درم فـراز آیـــــد

امیـــد بسته بــر آمد ولی چه فایده زانک

امید نیست کــــه عمــر گذشته باز آیــــد


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
دعوی درست نیست گر از دست نازنین
چون شربت شکر نخوری زهــــر نـــاب را
ای کاش بمیرم بر سر زانوی تو باشم
یک شب لبم بر لب خوشبوی تو باشد
دروازه گشود و کشی به دیونم کرد
در بستر خود برد و پنهانم کرد
دروازه قفل شد چراغ خاموش
اغوش گشود و بوسه بارانم کرد
دل در همـــــه حـال تکیــه گــاه است مــرا

در مـلک وجـــــود پـــادشـــــاه است مـــرا

از فتنـــــهء عقل چــــون بجـــــان مــی آیم

ممنـــون دلـــــــم خدا گـــــــواه است مـــرا


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
الا اهوی دشتی رام نمیشه
بیک دیدن دلم ارام نمیشه
خطت را بوسه کردم یادم امد
که میکن بوسه با پیغام نمیشه
هزار غم ده جانم کرده ریشه
ز غم های تو میسوزم همیشه
هــر چند که رنگ و بـــوی زیباست مـــرا

چون لالـــه رخ و چو سرو بلاست مــــرا

معلـــوم نشد کـــه در طــرب خـــانه خاک

نقاش ازل بهـــر چه آراست مـــــــــــــــرا


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
الهی تا جهان باشی تو باشی

زمین و اسمان باشی و تو باشی
یارب نگاهی کسی را به کسی اشنا مکن
گر میکنی گرم کن از هم جدا مکنی
یارب چه چشمه یست محبت که من از ان
یک قطره اب نوشیدم و دریا گریستم
مستانه به دامان تو سر می نهم امشب
لب بر لب چون شهد و شکرمینهم امشب
بـــی اسم و صفت دلــت بخــــود محــرم نیست

بی رنگ و بــــــو بهــــــار جــــز مبهــم نیست

عالــــم بوجــود تــــــو و من مــــوجـــود است

گـــــر موج حبـــاب نیست دریـــــا هـــم نیـست


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
توچه موجود خدایی تو چه دردی چه دوایی
که همه ایت عشقی که همه لطف و عطایی
مگر از قوم بهشتی مگر از شهر حوایی
که سراپای عزیزی که مراد دل مایی
یارب این در و دروازه باز کن
مهمان من بیا و مرا سر فراز کن :-)
نازنین عشقم
بیا که دگر تاب غصه نیست
بیا جانم
بیا جانم
مرا دوبار به عشقت امیدوار مکن
دل شکست ام ای دوست بیقرار مکن
تنی که دگر زین بیشتر توانیش نیست
برای شادی یک لعظه داغدار مکن
برو برو که به بهیوده انتظار کشی
برای گشتنی این کشته انتظار مکن
بس است این همه عمری که با تو سر کردم
دلم بردی و غممی تازه سر دچار مکن
نیست در شهر مرا مونس و هم ناله دل
خود به خود قصه هجران نکنم پس چکنم
دستگیری نکند کس ز من خسته روان
آشنایی به فقیران نکنم پس چکنم
پرده چشم من از نقش رخش خالی شد
اشک را زیور چشمان نکنم پس چکنم
من اندر مشرق و مغرب غریبم
که از یاران محرم بینصیبم
غم خود را بگویم با دل خویش
چه معصومانه غربت را فریبم



میم


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
من از چشمان تو اغاز کردم
درد دل را به رویت باز کردم
تو رفتی اسمان خورشید گشتی
و من چون ذره ها پرواز کردم
من ماندم و دشت یادهایت ای دوست
یک عمر سرایم از برایت ای دوست
در خاطره نگاه من تصویرت
در هاله گوش من صدایت ای دوست
تنها به شب فراق ماندم بی تو
وامانده اشتیاق ماندم بی تو
غم را به نکاح جاودانی خواندم
با عشرت خود طلاق ماندم بی تو
وجودت شهر زبیای خیال است
لبانت بر که اب زلال است
ز چشمانت طلوع مهر جاریست
گریزان جغد شب از ماه و سال است
تو ماهی بحر ارزویم بودی
هردم چو نفس ورد گلویم بودی
پنداشتم از برکه عشقم نرمی
زانرو که همیشه پیش رویم بودی
یارب لبت ساز هوس را می نوازد
گلویت هر نفس را می نوازد
چه دریا ییست لطف چشم مستت
که حتی خار و خس را می نوازد
دل دادن هر دمت مبارک باشد
بر من گل ماتعمت مبارک باشد
شادی به لب و دهان تو می زیبد
در سینه من غمت مبارک باشد
دل پاک گهر دارد اشارت
به دریای محبت کن طهارت
بمیر از هر هوس در خویش و زان پس
مزار سینه ات را کن زیارت
تبار ظالم انسانی ندارد
گروه شان مسلمانی ندارد
به سیم و زر همه مغرور عیش اند
چه پندارند پایانی ندارد
به صد ها کوتی و اپارتمان ها
نزول نرخش امکان ندارد
چه غم باشد چو دهقانی بمیرد
که خونش هیچ تاوانی ندارد
Shakila jan,

Agar emkan dashta basha ka schoma montazer basheen ta yak sher da forum noshta shawa baz schoma da moqabel sher jawab benewesen.

Schoma khud sher megen wa khud jwab meteen.

Sorry dega. Hama ma feker mekonom ka site ziyad tar rangeen tar khad shud ka yaki jawab degar ra benawesa.

Ba hetram
Wais
در حریمت باز میگردم وطن
با تو هم آواز میگردم وطن


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
نو جوانان وطن امروز نوبت با شماست

کین وطن را صحنه گلزار میباید نمود


Zeera
دشمان را تا به كی سازیم شاد
ای وطنداران خدا را اتحاد




edited by: Butterfly, Jan 08, 2008 - 01:37 PM

~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
ديده ام ديد و دل کشيد ترا
شوق با نقد جان خريد ترا
چقدر خوب و خوشنما و قشنگ
خالق عالم آفريد ترا


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
اینجا هر سو که ببینی درد اس

اینجا سو که ببینی مرگ اس


Zeera
سرمـــــایــــه عیش، صحبت یـــــارن است

دشـــــواری مـــــرگ، دوری ایشـــان است

چــــــون در دل خاک نیز یــــــاران جمعند

پس زنـــــدگی و مرگ بـه ما یـکسان است


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است

تا هیچ منتظر نگذاریم مرگ را
ما رخت خویش بسته مهیا نشسته ایم


~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
مائیم که اصل شادی و کان غمیم
سرمایه‌ی دادیم و نهاد ستمیم
پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم
آئینه‌ی زنگ خورده و جام جمی


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
ياد آنشب كه چه خوش مست و خرابم كردى

سرخوش از جام و بادهء نابم کردى

حسرت بوسه کجا و دل ناپختهء من

كه بيک جرعه چسان زود به خوابم كردى

ى
يکي جام زرين پر از باده کرد
وزو ياد مردان آزاده کرد.


~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~

دل خراش است زبس نالهء جانسوز امشب

بگمانم كه نخواهد بشود روز امشب

داغهاى دلم از بس كه برافروخته اند

نيست حاجت كه نهم شمع شب افروز امشب
very nice!!!

بزرگان و آزادگان را بشهر
ز نيکيت بايد که يابند بهر


~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد
بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد
صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است
که مژده طرب از گلشن سبا آورد
دل را به دل رهي است در اين گنبد سپهر
از سوي کينه کينه و از سوي مهر مهر


~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست
می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

تافت زآن روزن که از دل تادل است
روشني کو فرق حق و باطل است


~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
تا بکی اولاد افغان تا بکی

تا بکی ها ن تا بکی ها ن تا بکی

کو کو ی مرغ سحرآ مد بگوش

خر خر خواب ای گران جان تا بکی




Zeera

Eeen Qadar husn o jamaaley key khoda daada ba tu............gar zakaatash na deheee mardey khoda meranjad

دوش به خواب دیده ام روی ندیده تـرا

وز مــژه,آب داده ام بـاغ نچیـده تــرا

با دل چون کبوترم انس گرفته چشم تو

رام بـه خود نموده ام باز رمیده تــرا

اگر جفت آزي نه آزاده اي
ازيرا که اين زآن و آن زين جداست



~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
تنی که دگر زین بیشتر توانیش نیست
برای شادی یک لعظه داغدار مکن
برو برو که به بهیوده انتظار کشی
برای گشتنی این کشته انتظار مکن
بس است این همه عمری که با تو سر کردم
دلم بردی و غممی تازه سر دچار مکن
very nice. :-)

نباشد هيچ بيگانه ستمگر
نباشد هيچ آزاده ستم بر


~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
رو رو ندیده یی تو بخاک و خون تپیدن

کجا بود شنیدن ناصح به مثل دیدن


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
vah vah muslima jan..

نماند که نيکي بر او بگذرد
پي روز ناآمده نشمرد


~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
Beshak Butter jan besyar zeeba ;-)

دیدن او یک نظرصد چو منش خونبهاست
گربرود جان ما در طلب وصل دوست
حیف نباشد که دوست دوستر از جان ماست


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
تو دوری از برم، دل در برم نیست

هوای دیگری اندر سرم نیست

به جان دلبرم از هر دو عالم

تمنای دگر جز دلبرم نیست


Laila Jan
Very nice Laila jan ;-)

تــــا کی پــــرسی مقـــام دلـــدار کجاست

وآن شـــاهـــد نا نمــوده رخسـار کجاست

مـــــژگان تــــو گــــر حجاب بینش نشود

در خــــانهء آفتــــــاب دیــــوار کجـاست


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
تا سیه پوش از غمش در این شب یلدا بگریم
ارزو دارم که دل در سینه ام اتش بگیرد
very nice poems Muslima jan & Laila jan,

here is one of Sadi sahib; very true :-)
دروغي که حالي دلت خوش کند
به از راستي کت مشوش کند






edited by: Butterfly, Apr 20, 2008 - 11:38 PM

~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
Thanks Butter jan qand :-)

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
به وقت صبح قیامت که سر ز خاک بر آرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم


MEEM

زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
[quote=Butterfly]very nice poems Muslima jan & Laila jan,



منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی

Weee koja shod post ma ahaha :-x

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
Yaldi jani, tu khodet wishmaster asti...post-e tu awa karda bro payda esh ko khawar qandem.

Tashakor Muslima jan :D here is a one special 4 u!!!!

مژگان به هم نمي زند از آفتاب حشر
آيينه اي که حسن تو در بر گرفته است




edited by: Butterfly, Apr 26, 2008 - 11:55 PM

~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
Wow Butter jan qand, yak donya mamnon khawahar nazem, wa en sher ham taqdeme shoma :-)

تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست
تا بنده‌ی تو شده‌ست تابنده شده‌ست
زان روی که از شعاع نور رخ تو
خورشید منیر و ماه تابنده شده‌س


>>Seen<<

زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
tu chi mojode khode tu chi dardo dawe ki hama ayete eshqe ki hama lutf safie
يارب ز كرم بر من درويش نگر
حال من خسته يی د لريش نگر
هر چند نييم لايق،بخشايش تو
بر من منگر بر كرم خويش نگر




زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
رفتی از خویش و کف پای کی را بوسیدی
ای دل پاک گناه تو خوشم میاید


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
در انزوای غربتم آهسته تر بيا
تا بشنوی ترنم قلب شکسته را
احساس ميکنم که کسی بوسه ميزند
اين بازوان زخمی در خون نشسته را
احتیاج خود شناسی جوهر آیینه نیست
من اگر خود را نمی دانم تو میدانی مرا



کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
آرمانهای خویش را به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن
تنها تو می‌دانی که «بهترین» در زندگانیت چکونه معنا می شود
در خواب ناز بودم شبی
دیدم کسی در میزند  
در را گشودم روی او
دیدم غم است در میزند
ای دوستان بی وفا
از غم بیاموزید وفا
غم با آن همه بیگانگی
هرشب به من سر میزند



edited by: Omeri, Jul 09, 2008 - 05:19 PM

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
در باغ چو شد باد صـبا دایه گـل
بربسـت مـشاطـه‌وار پیرایه گـل
از سایه به خورشید اگرت هست امان
خورشید رخی طلب کن و سایه گـل



زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است

لب نهادی به لب جام و ندانم من مست
که لب لعل تو يا باده، کدام است اينجا





edited by: Omeri, Jul 12, 2008 - 07:45 PM

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
vah vah nice poems :-D

~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
?? ???? ????? ??? ???? ?????
????? ??? ???? ??? ???? ?????
?? ?? ?? ?????? ?????????????
?? ??? ????????? ???? ?????
What is this Samim jan????

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
Well en Dari ast, nazar ba gad-wade site (Felan) Dari naweshta namesha.... Dear Wais jan fix it PlZZZ

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
ايـن همـه قـصه فــردوس و تمنـاي بـهـشت

گـفتـگـويي و خـيالي ز جهـان من و توست


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
تو سخن، من سخن زمانه سخن
همه را علت و بهانه سخن


NOON

زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
نیســتم مانند بلـبل نغمه خوان هر گلی
انتخاب عشق من در بین خوبان یـک گل است

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
تا بگریم در غمش دیوانه وار
خلوتی میخواستم دلخواه خویش


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
لطف نموده از نگارش اشعار خام اجتناب ورزید

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
شکستی توبه ام از بس شکن در زلف تو دیدم
دل زاهد شکست از من ، چه بشکن بشکن است امشب


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
بتی دارم که با ناز وادا گیسو رها کرده
میان چون نیشکربسته دهان چون غنچه وا کرده




edited by: Laila, Jul 22, 2008 - 02:41 PM
هر غنچه که گل گشت دگر غنچه نگردد
قــربان ز لب یار گهی غنچه گهی گل


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت
مهر رخسار تو شرحش بر قمر باید نوشت
ماجرای اشکم از روی تناسب یک بیک
مردم دریا نشین را بر گهر باید نوشت
Very nice W jan!!!

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
تــو حرفی نذر لب كن تا دلی خالی كنم من هم
كه بر خود همچو كوه از بی صدایی بار می گردم


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
ما درس صداقت و صفا ميخوانيم
آيين محبت و وفا ميدانيم
زين بيهنران سفله اي دل! مخروش
كآنها همه ميروند و ما ميمانيم


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است

در خروش آيم چو بينم كنج نهادي هاي دهر
جوي بارم نعله از هر پيچ خم باشد مر ا
[code]
خدا يا سراي محبت كجاست
من آوارام شهر الفت كجاست
آنا نيكه از عشق دم ميزنند
چرا بين ما را بر هم ميزنند
سلام دوستان نهايت مهربان
اميدارم در هر جاييكه هستيدجور صحت سلا مت وهميشه
در وجود مبارك تان خوشحالي وخوشبختي هويدا گردد
دوستان عز يز اگر بتوانيد درهر هفته يك روز را اختصاص بدهيد به
فكاهي وطنز خيلي ها خوب خواهد شد تشكر از همه دوستان
حاضر در سايت كه شروع آنرا خودم انجام ميدهم
تا كجا
شوهر
عزيزم, من آنقدر به تو علاقه دارم كه حاضر هستم تا آخر دنيا
همرايت بروم
زن,
ضرور نيست همراي من تا آخر دنيا بروي ,تا همين طلا فروشي
سر چهاراهي بروي هم كا فيست
Alayk az Salam Dear Samim jan, mamnun az fakaye ka naweshtet. Chon en topic namesh sher jange, ya moshaera ast agar ba hamin shakal pesh bara bahter ast,wali ma dar forum darem jay ka mitaned jokes wa tanz ham banwesed, wa haftay yake ney bal-ka roze yake mitaned/mitanem ka post konem.Omid ka badey tan namada basha :-)

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
ماه رویان را چو دیدی عاشق حسنش مشو
عشق او در دل نگهدار عاشق نقاش باش
شمعي و نور از تو رسد جمع را
پشتي و رويي نبود شمع را


shaer-e hafiz sahib



edited by: Butterfly, Jul 29, 2008 - 01:39 PM

~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست
وفا آنست که نامت را همیشه زیر لب دارم
ما زدرياييم و دريا مي رويم

ما زبالاييم و بالا مي رويم

آنچه از دريا به دريا مي رود

از هر آنجاكا مد آنجا مي رود


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
در نگاهت خوانده ام غرق تمنايي هنوز
گر چه در جمعي ولي تنهاي تنهايي هنوز
بي تو امشب گريه هم با من غريبي مي كند
ديده بر راهند چشمانم كه باز ايي هنوز


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
ز خود هرگز نیازارم دلی را
که میترسم در آن جای تو باشد

Tanha
واه واه

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
درین دل گر کسی را جای باشد
یقینم دان که آن جای تو باشد


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
در جهان شاعر شدم ای کاش آدم میشدم
زین فضولی های طبع خویش بی غم میشدم

Tanha
موی سپید را فلکم رایگان نداد
این رشته را به نقد جوانی خریده ام
ما جوانان در جوانی یک گل پژمرده ایم
رنگ پیری را ندیده در جـوانی مرده ایم

Tanha
محبت ره به دل دادن صفای سینه می خواهد
به یاد یکدگر بودن دلی بی کینه می خواهد
درخواب ناز بودم شبی،دیدم کسی در میزند
در را گشودم روی او،دیدم غم است در میزند
ای دوستان بی وفا،از غم بیاموزید وفا
غم با همه بیگانگی،هر شب به من سر میزند
درد عشقی کشیده ام که مپرس
زهر هجری چشیده ام که مپرس
گشته ام در زمان و آخر کار
دلبری برگزیده ام که مپرس
سابق به خدا پیر و جوانش به حیـــــــا بــــــــود
گستاخی و بی باکی در این عصر و زمان است

Tanha
تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست
حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست
تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من
بدردت خو گرفتــارم نیستم در بند درمانت

Tanha
تاخواستم که درددلم را بیان کنم بفشرد غم گلویم و گفتا سکوت باش
Begzarem ke yak do baiti ham baretan post konom
شدم مجنون لیلایم تو باشی
انیس رنج و غمهایم تو باشی
میان غنچهء گل های نو رس
گل سرخ تمنایم تو باشی


EE
shair az brother bozorgom ast.



edited by: Omeri, Sep 02, 2008 - 10:59 AM
یارب محبت چه دریایست که من از ان
یک قطره نوشیدم و دریا گریستیم


من از آن حسن روز افزون که یوسف داشت دانستم
***که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را

ز عشق نا تمام ما جمال یار مستغنیست
به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را
hdای رومانس جان : ماه روی مادر
مهر تو همیشه باد در سر
ای مایه نخل ارزویم
وی میوه باغ جستجویم
ای حاصل عمر رفته یی من
هوشدار به چند گفته یی من
این راه دراز زنده گانی
بی فاجعه نیست گر بدانی
نیرنگ و فسون و چال بازی
صد گونه فریب و نکته سازی
یک عده بدین مرض دچارند
استاد ترند و پخته کارند
ای نور امید و دیدهی من
وی دخت سخن شنیده یی من
فردا که چو من شوی تو مادر
ونگاه کنی ز من تو باور
ای سرو روان و جان مادر
گل دسته بوستان مادر
اخل ق تو همچو توست زیبا
هنگامه ز خلق توست برپا
مریم صفتی به دیدهی من
ای گلبن نو دمیدهی من
حق جوی ز کسوت و جودت
انوار خداست در سجودت
رومانس جان جان مادر
14 . 02 . 2000

روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنک چون تو پاک نیست


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
تسکین
رخم را گریه ازین می نماید
دلم را غصه تزیین می نماید
گذشته عمر شیرینم به تلخی
سرم را تیشه تسکین می نماید
در اهتـــزاز زمزمــــه غــــم نشـــته ام
در انتظـــــار کاســــه شلـــغم نشـــته ام

Tanha
ها ها ها ها
خیر است یک چند ساعت دیگه هم صبر کو شلغم هم بخیر میرسد

من در این شهر غریبم و در این خاک فقیر
بـه کمـــــــند تو گرفتار و به دام تو اسیــر
آتـش عشق چنــــان در دلم افروخته بـــود
دیده گر آب نمی ریخت جگـــر سوخته بـــود




edited by: Omeri, Sep 06, 2008 - 03:27 PM
او بیادر همی چند ساعتش خو گپه خراب کده

Tanha
در میـــان قهــــر دریا تختــــه بنـــــدم کرده یــــی
باز میگویــــی که دامـــن تر مکــن هوشیار بــاش

Tanha
شیشه یی تقدیر
شاخ بی برگم ز فیض نو بهار افتاده ام
در تنور یاس هم امید وار افتاده ام
اشک سرد نامرادی ام که از ژرفای غم
چون سیه بختان ز چشم روز گار افتاده ام
می تپد قلبم به سینه از حضور تیر غم
صید خون الوده استم بی قرار افتاده ام
یکدلی و با همی باشد شعار روز من
ز ین دورنگی ها ؟ عزیزان ؟ سو گوار افتاده ام
زادهی طوفانم و از گردش چرخ فلک
های های خسته ای در چشمه سار افتاده ام
دلپسند من نباشد خانه و بازار و ده
شبنم دشتم ولی در کوهسار افتاده ام
چون خزان افسرده ام اندر بهار زنده گی
برگ پاییزم میان ل له زار افتاده ام
شیشه یی تقدیر من بشکست از دست فلک
زین بد بختم به هر ره چون غبار افتاده ام
مــن بــی تـــو بــه حـــال خـــود نظـــر ها کـــردم
دیــــدم که هنــــوز هــــم رمضان در پیش اســــت

Tanha
Khobesh Tanha jan..

توسنی کردم نداستم همی
کز کشيدن سخت تر گردد کمند
عشق دريايی کرانه ناپيديد
کی توان کردن شنا ای مستمند


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
دیدم که ز شهر عشق من دور شدی
بر اسپ سفر نشسته مجبور شدی
در ظلمت هجران تو ماندم تنها
مهتاب بودی و لیک بی نور شدی
یاران این زمانه همه کاغذی گلند
بویی نمیدهنــــد و وفایی نمی کنند


وای بحالتان بچه ها
دیـــده از دیـــدار خــــوبان بر گرفتـن مشکل است
هــر که مارا این نصیحت میکند بــی حاصل است

Tanha
تن پیر گشت و آرزوی دل جوان هنوز
دل خون شد و حدیث بتان برزبان هنوز
عالم تمام پر ز شهیدان کشته گشت
ترک مرا خدنگ بلا در کمان هنوز


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی

ز گلشن بوی یار آمد مبارک
سعادت بیشمار آمد مبارک
سپاه سبزه زار آمد مبارک
شکوفه هم قطار آمد مبارک
یار جان
رفتی از خویش و کف پای کی را بوسیدی
ای دل پاک گناه تو خوشیم میاید
دریا دریا دریا
در پای جستجو دوست
چقدر بیکس و تنها هستم
هیچ کس نیست که دستم گیرد
دریا دریا دریا :roll: :roll: :roll:
رفتی و حیات خود به هجران دادم
دل را به تو بیوفا چه آسان دادم
هم شیشه ه سینه ه مرا بشکستی
هم بر سر چوک عشق تاوان دادم

نی نی دل خویش را خودم بشکستم
من ساده بدم که دل به عشقت بستم
محبت گــــر بدل باشد صداقــت شاهد حال است
چی حاجت اینقدر گفتن که جور استی بخیر استی؟


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
yaar ba ma bewafayee mekonaad

be sabab az ma judayee mekonaad


~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
Hmm Ho MARDUM yak shaer bas ast shoma Dily tan ra yakh mekoned ahah qasa zindage ra nakoned faqat kota wa kolas jawab beded... THANK YOU :-)


دل و جانيکه دربردم من از ترکان قفقازي
به شوخي مي*برند از من سيه چشمان شيرازي
من آن پيرم که شيران را به بازي برنميگيرم
تو آهووش چنان شوخي که با من ميکني بازي


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
salam Dostan o azizen

besyar bebakhshet namedanaem ki chira tamami sher hya nawem o sabeqem hamesh dar yak safa hamada, gadwade shoda , ba mazrad :roll: sorry. Omeri jan aziz lutfan Pak konen ,Tashaker az shuma. danke schön.
For Butter Jan!!
نداند رسم یاری بی وفا یاری که تو داری
به آزار دلت کوشد دل آزاری که تو داری

زپند همنشین ، درد جگر سوزت فزون تر شد

هلاکت می کند آخر ، پرستاری که تو داری

رهی، آن مه به سوی تو به چشم دیگران بیند

نداند قیمت لیلا ، خریداری که تو داری
@Shakila Jan!!!
Chi ra Pak konom????? :-?
Ma kho cleaner nistom Jawan!!! :oops:
یک عمری سوختم از هجر رویش
وفا نکرد با من او جفا کرد
دلــــــی افسرده دارم که وامانده حـــزین اینجا
چـــه سیر آسمان دارم بچشم انـدر زمین اینجا


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
انتظار

از دریچه با دل خسته لب بسته نگاه سرد
می کنم از چشم خواب آلوده خود
صبحدم بیرون نگاهی
و ز دو چشم خسته اشک یاس میریزم به دامان
جاده خالی زیر باران
من در اینجا مانده ام خاموش
بر جا ایستاده سرد


درد ما را نیست درمان الغیاث
هجر ما را نیست پایان الغیاث


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
ثریا ثریا
هر چند و که دور از تو و پیش دگرانه
هر جا که روم نام تو آید بزبانم ثریا
Ahahaha Hello en Surya az koja shodd????

Ba 3 Bayed ka shaer Shoro Shawa.... OKKK

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
میگن کوک سر خوده زیر برف میکنه و فکر میکنه کسی نمی بینیش و حالی شکیلا جان هم دلش است ده جان ما بزنه...ها هاها :lol:

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
مه میخایم تمام سایت ره در شعر جنگی چلینج بتم.ی ;-)
ثمر قندو بخارا جای دل نیست
زکوی عشق جانان میبرم حظ

ظاهر جان الهی در جهان باشی تو باشی
زمین و آسمان باشی و تو باشی
زمین و آسمان تخت شکیلا
شکیلا در جهان باشی تو باشی
آفرین ولا!!!!!؟؟؟
خوب ده جان زدن ره یاد داری
اگه واقعاً میتانی در شعر جنگی اشتراک کنی همت کن
اگه نی وقت گرانبهای تانه هیچ صرف نکنین

مه منتظر هستم تا دیده شود کی میتانه در شعر جنگی با مه مقابله کنه؟؟؟؟


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
یک پر چه آه و سوز و گداز همیشه گی
یک قلب سو گوار و سراسر فغان و رنج
یک شورو شوق بی اثر و بی ثمر ز عمر
فریاد و ناله ای که به گوشی نمی رسد
آن قطره اشک گرمم و اکنون فروچکم
آن تلخ خنده ای که مسیرش بود به یاس
Shakila jan Sher-et hech band namefta.. ahah @ Omari jan Mekhwahi ka tanha khodat wa yake degar shaer jange koned?!!! well baz ba degar ha feker konam ka Boring shawa,,,,, Wa Baz Ba khodat feker konam dorst ham na basha.. :) Qasme ka gofte khodat shaer mege so yak zara unfair mesha :)

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
@ Yaldi Jan!
Manzor tan chist- ma dega dar shir jangi ishterak nakonom ya choto???

@Shakila Jan!
Diwani ma kadi tooo. CHi mikoni? Har chi delet khowast post mikoni.
Yak bar shair qabli wa post hai degara ra ham bekhan baz az khodeta post ko. Aab ra naa dida moza ra az pait nakash.




edited by: Omeri, Sep 17, 2008 - 09:56 AM

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
Salam Omari jan.. Well ma nagoftam ka shoma dar shaer jange ishterak nakoned....SHOMA چلینج daded GOFTAM AGA TANHA SHOMA BA YAKE DEGAR ALBATA DONAFER SHAER JANGE KONED BAZ BA DEGAR HA BORING MESHA,... MAGER MESHA KA KASE EN چلینج shoma ra qabul konad wa yak topic dega open shawa.... :)

Shakila jan Bakhir koja ho dokhter Qar nashee.... :-?

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
@ Yaldi Jan!
Ma ba yak nafar challange nadadim, balke ba hama site afghanak challange dadin. Benaan hama mitanan dar een porosa eshterak konan.

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
Dear Omari jan,

I think you are challenging those who are not able to be challened. Anyways, I was away for a long time, now I am back. You can challenge me. here i am writing a poem in response to your ........

ظالم به روی دنیا ترس از خدا ندارد
این حرف را به تکرار از هر کس شنیدم

Tanha
مرا لذت ز نی هرگز نباشد
چو از آیات قرآن میبرم حظ


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
خوش آمدی جوان خوب شد که آمدی . و مه تنها خودته چلینج نه بلکه تمام سایت را چلینج میتم و خدا کنه که باز فرار نکنین!!!؟

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
hey hey salam Omari jan. I was not able to sign in to the site and read the poem, but anyways now that I am here, so I have to answer you

One thing that never think that you are perfect and you can challenge everyone. Now everyone in the site well see how you will lose. anyways here u go



ظاهر و باطن دگــــر نیست بساز ایــــن نشـــــاط
تامن وتــو اثـــر نواست نغـمـــه ء توست تار مـن

Tanha
نمیخواهم به هجران مانم از یار
چو من از وصل جانان میبرم حظ

do hafta search mikoni ke kodam shair paida koni baz log in ra bahana misazi. agar challange dada mitani zood zood postko ke maloom shawa kee mibara.

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
tanhaDear Omari jan,

I think you are challenging those who are not able to be challened. Anyways, I was away for a long time, now I am back. You can challenge me. here i am writing a poem in response to your ........

&#1592;&#1575;&#1604;&#1605; &#1576;&#1607; &#1585;&#1608;&#1740; &#1583;&#1606;&#1740;&#1575; &#1578;&#1585;&#1587; &#1575;&#1586; &#1582;&#1583;&#1575; &#1606;&#1583;&#1575;&#1585;&#1583;
&#1575;&#1740;&#1606; &#1581;&#1585;&#1601; &#1585;&#1575; &#1576;&#1607; &#1578;&#1705;&#1585;&#1575;&#1585; &#1575;&#1586; &#1607;&#1585; &#1705;&#1587; &#1588;&#1606;&#1740;&#1583;&#1605;


آقای تنها!!!!؟
اجازه بدهید یک خیانت بزرگ تان را به همه افشا نماییم. شاید فکر میکنین هر چیزی نوشته کنین قبول میشه نه؟؟؟؟؟؟؟؟
تمام دوستان میتوانند شعر را که آقای تنها در بالا نوشته دیدن کنند و آنوقت خواهند فهمید که بازنده بوده است یا خیر؟؟؟؟؟؟
منظورم اینست که این آقا برای اینکه بازنده نگردد، در شعر شعرای بزرگ تغیر فاحش را وارد نموده که باید به سزای آن برسد.
شعر اصلی اینطور است:
این حرف را به تکرار از هر کسی شنیدم
ظالم به روی دنیا ترس از خدا ندارد

دیگه هیچ وقت نگویی که با مه چلینج داده میتانی جوان؟؟ ها ها ها ها بیچاره


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
hmmmmm........ :-?

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
@ tanha & Omeri,
dear brothers why u both are fighting who is better who not. Just enjoy shaer jangi, mefamem ke ma afghan ha dar jang nummer one astem please dar amien site ba solah wa dosti gap bezaned, agarnee faza site kharab meshawad, wa degar topic sherjangi/moshayera ast...na jang..agar zyad zid zid mekhayeed koned..metaned ke yak topic fighting baz koned..wa yak degar tan ra dar anja challenge koneed. Wa ien challenge kardan etc. is very childesh.

~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
hahaha I agree with u butter jan. ;-)

زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
Ok ba ar sorat.Sher ba Dal kateen shuda bod.

در خاك راه كردم دل پايمال نازت


ای بيوفا ندانی قدر فدائيت را


بردی دل از بر من پامال ناز كردی


ای دلربا بنازم اين دلربائيت را
here my favorite all times:
از غمت ای نازنین
عزم سفر میکونم

قبله خود بعد از این سوی دیگر میکونم
میروم و میبرم
داغ جفایت با خویش
هجر و وصال ترا خاک به سر میکو نم
هجر و وصال ترا خاک به سر میکو نم...
Next M



edited by: Butterfly, Oct 29, 2008 - 04:34 PM

~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
من اي صبا ره رفتن به كوي دوست ندانم
تو مي روي به سلامت سلام ما برساني


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
:-P dar dilm bod k hargz nadham dil ba kasee
che knam hosn tra deeda greftar shodam
Paro jan nice one.. mager fekrett koja astt Ho dokhter .ahha میکنم/// :-D :-D

And Khosh amday a...dar en hama nam hamin (a) ra yafte ahah... :)

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
haha Yaldi jana...afareen bachem khob bedaar asti ..haha sorry dega typ mistake...I can't edit it anymore :-? maybe wais bro ghalati emali mara begara..I think he can edit it, coz he is the webmaster..others, khodet mekonam bekhanesh lol...dar gori beswadi :lol:

@ wais jan,
would you edit my last post or delet it please? thanks in advance.



edited by: Butterfly, Nov 06, 2008 - 02:34 AM

~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
Ma Agar Maktoob Nanwishteem Aib Ma Makooooon
Dar Miyan Raaz Mushtaqan Qalam Na Mahram Ast

Tanha
Butter jan you last post is deleted due to your request.

Regards,
Wais

Butterflyhaha Yaldi jana...afareen bachem khob bedaar asti ..haha sorry dega typ mistake...I can't edit it anymore :-? maybe wais bro ghalati emali mara begara..I think he can edit it, coz he is the webmaster..others, khodet mekonam bekhanesh lol...dar gori beswadi :lol:

@ wais jan,
would you edit my last post or delet it please? thanks in advance.edited by: Butterfly, Nov 06, 2008 - 02:34 AM
Wais jan, ela baila ..lol just kidding..hope you don't mind..Thank you very much big brother. :-)

~To be Trusted is a Greater Compliment Than to Be Loved.~
تافته اندر دلم پرتو مهر رخت
می*کنم از آب چشم خانه*ی دل را خراب


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
بازم هیچ راهی به مقصد نرسید، من هزار و یک شبه معطلم
تا ته جاده ی دنیا رفتم و بازم انگار سر جای اولم
مُردم ز غمت جانا بازآ به مهمانی

تا با تو عیان سازم صد قصه پنهانی


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
با عرض سلام
یاران این زمانه همه کاغذی گلند
بویی نمیدهند و وفایی نمیکنند


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
Hmm Feker konam ka en shaer Yak bar gofta shoda...Khob Khair

در این جزیره به جز یاد دوستانم نیست

به هر که مینگرم هیچ هم زبانم نیست


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
سلام! بلی شاید! اما متوجه نبودم . این شعر هم به پیونده شعر شما!!!!1

توحـــرفی نذر لب کن تا دلی خالی کنم من هم
که بر خود همچو کــوه از بیصدایی بار میگردم



edited by: Omeri, Jan 26, 2009 - 10:52 AM

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
ما به این در نه پی حشمت و جاه آمده ایم


از بد حادثه ا ینـــجا به پنــاه آمده ایم


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی

Nakhsteen az ham salam hai garm va be byan khod ra khdmati tamami afghan hai aziz ka dar ean website member asten taqdem mekonm... baad az harzi salam byad got ka ma dar ean website new astum so aga kodom eshtaba kadom khoditan ba bozrgawaritan bebakhshen khwari kochakitan sahar....
barsorat......bk 2 da topic...

Maa va majnon ham sabaq bodeem dar dewani eshq, o ba saharah raft.. maa dar kocha ha raswa shodeem...

Maa va majnon ham TABAQ bodeem da DEGAI PALAW, o PALAW MEKHORD... MAA DAR DEGH SHORWA SOKHTEEM... LOL


(M)
okey me again...

Maa jawanim koshta shoden eftakhari maast...
shamshyeri tezi eshq dar kenari maast...

(T)
TAA TURA DEEDIM YEER, TAA TURA DEEDEM... SOKHAN HAI KAMI ZYAD AY QANDOL JAAN AZ TU SHENDIM... TAA TURA DEEDEM....

(M)
afggalTAA TURA DEEDIM YEER, TAA TURA DEEDEM... SOKHAN HAI KAMI ZYAD AY QANDOL JAAN AZ TU SHENDIM... TAA TURA DEEDEM....

(M)


Well,salaam afggal jan khush aamadeen ba site afghanak :zwinker:


Manam An kodake afghan ka ba wayrana neshastam
Sange berahme-o ghorbat paro balam beshekasta
Manam An kodake afghan ka ba wayrana neshastam
Ghaere ghorbat ghaere tahqeer mehre ensaan ra nadeedam
Manam An kodake afghan ka ba wayrana neshastam

**M** again lol


I jus luv dis song tnx 2 hangama jan she has a beautiful voice :verliebt:



edited by: Muslima, Aug 02, 2009 - 10:33 PM

زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
منصب اش را ساخت بالا تر زمخلوق جهان

مرتب اش را اشرف مخلوق در عالم نمود

زآسمان چندین کتاب نازل نمود بر انبیا

تا بخوانند بهرشان این لُطف را پیهم نمود


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
Man Amadam
man amade am ke eshq fariad konom
man amade am ke naz boniad konam
man amade am man amade am




edited by: zendagi_tanha, datetimebrief
Omeri Jan Shaer Khatam shod Ba "Ray" shoma ka Mesal ham dade baaz ham dorst Namad az nemay shaer haha never mind.. Ma Megam Va Ray

????? ????? ??? ?? ??? ?????
???? ??? ??????? ???? ??? ?? ??


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
QuoteOmeri Jan Shaer Khatam shod Ba "Ray" shoma ka Mesal ham dade baaz ham dorst Namad az nemay shaer haha never mind.. Ma Megam Va Ray

Yaldi JaAn ma Jawab Khode Muslima jana dadom na az sher ao ra. Ba een khater ba harf "Ray" shoro nakardom.

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد


زیباترین حکمت عشق،،،به یادهم بودن است نه در کنار هم بودن


سر نوشت ننوشت گر نوشت بد نوشت، اما باور کن سر نوشت را نمیتوان از سر نوشت

تنهایی من به زیبایی تو

زیبایی تو به تنهایی من
Qashang jan , Na ba share memana wa na ba roba. Machom ka share hai khila khila ra az koja paida mekoni.

نه صبورم و نه عاشق من تجسم عذابم

تو سراپا بی خیالی من همه تحمل درد
دل ما هر چه ریش و خسته بهتر

در این ویرانه غم بنشسته بهتر

پر و بالم شکسته خدایا پر و بالم شکسته

زبیداد فلک سنگ حوادث

پر و بال مرا بشکسته بهتر


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
روزی رسد که آیینه از شب رها شود

دربی بسوی خانه ی خورشید وا شود

این باغ کوچکیست و هزاران نهال سبز

تنها چرا به بید و بلوط اکتفا شود

روزی رسد که درچه ِ تاریک ِ جان من

اهریمن نهفته ی دردم ، خدا شود

در دستهای گرم تو خود را رها کنم

یعنی خدای عشق تو ، فرمانروا شود

وآنگه سرود وحشی ناگفته های عشق

از واژه های گرم نگاهت ، صدا شود

رقص دوصد حروف در آغوش هر ورق

در رهگذار هر قدمت جابجا شود

آری سکوت ، خنجر ناگفته ی شب است

روزی رسد که زخم نگفتن دوا شود

شاید دل شکسته ی توفانگذشته ام

از جنس عشق ، شاعرِ توفانسرا شود



(اسد بدیع)

دردم از يار است و درمان نيز هم
دل فداي او شد و جان نيز هم
اينكه ميگويند آن خوشتر زحسن
يار ما اين دارد و آن نيز هم


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
محبت ره به دل دادن صفای سینه میخواهد
به یاد یکدگر بودن دلی بی کینه میخواهد
اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست وفا ان است
که نامت را همیشه بر زبان دارم


که نامت را همیشه بر زبان دارم

Nice my dear, but it has already been posted by me.
anyway,
بگذار من هم با محبت آغاز کنم
محبت میخرم دل میفروشم تاجر عشقم
نمیداند درین سودا کسی سود و زیانم را


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
این جگر از تیرها شد همچو پشت خارپشت
رحم کردی عشق تو گر عشق را بودی جگر

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
رفتی از خویش و کف پای کی را بوسیدی
یلدی پاک گناه تو خوشم می آیـــــــــــــــد

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
Hahah Ok Omeri jan hali dega Tohmat ham mekonee;)

دل پــــــــر درد فهمیده کـــــه بایــــد بیقراری کرد

اگـــــر رنجیــــده خــــاطر شد،نگارم برده از یادم

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
من از چشمان تو اغاز کردم درد دل را به رویت باز کردم تو رفتی اسمان خورشید گشتی و من چون ذره ها پرواز کردم


میبرد دشت به دشت

آتش لاله ی عشق تو مرا

میبرد کوه به کوه

چون صدایی که پر از قصه ی تکرار طلوعست

میبرد بحر به بحر

چشمه ی جان مرا

کز غم جاری نگشتن خسته است

میبرد نور به نور

باور سینه ی زردشت مرا

که در آیینه ی اسیر است دلش

میبرد وصل به وصل

هجرت تلخ مرا

که در آغوش پر از امنیت عشق تو

آزاده شوم

و بیاسایم ازین درد وطنمرده ی هجر

میبرد صبح به صبح

درد تنهایی شبرنگ مرا

تا سر راه طلوع فرش کند

میبرد ابر به ابر

هوس گریه ی اندوه مرا

تاکه باران شود و

نرم ببارد بزمین

و به مهمانی شادابی گندم برود

میبرد باغ به باغ

قفس کوچک لبخند مرا

میگشاید

و در آغوش پر از تازگی اش

عطش وصل دگر میکارد



زندگی شعر پر از زیباییست

که به هر مصرع آن

چشمهای تو غزل میگوید



(
در صبر من تمام غمت خانه می کند
یک دشت امتداد شکیبایی ام بمان
نـــــــنـــــــالـــــــم از غـــــــم هـــــــجــــــــران ، چـــــــو ديـــــــگــــــــران مـــــــن عـــــــاشــــــــق



چـــــــه دانــــــــم ايــــــــنــــــــكــــــــه بــــــــود هـــــــر گــــــــلــــــــى بــــــــه دامــــــــن خــــــــارى
Oh Oh Wais jan shoma koja wa Inja koja?.. che ajab shod ka yade az en page karde? wa aga zahmat nasha dar dege topic ha ham yak sari bazanin wa bakhwanen msg hay ka ba shoma honja naweshta mesha..ahah ;)

یارب چو بکندی ریشه بختم زبیخ
کوبیدی غم و غربت و فقر به فرقم چو میخ

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است
کار ام ز گریه گذشته به ان میخندم
ما اگر مکتوب ننوشتیم عیب ما مکن
در میان جمع مشتاقان قلم نا محرم است
تـــا بـــــر لـب مـن آه شـــــرربــــاری هست

بـــر ســـاز شکستــــهء دلــــم تــــاری هست
درهــــــای امیــــــد را اگـــــــر بـــــربستنـد

تــا مــرگ بــــود رخنـــهء دیــــواری هست

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
تنها به شب فراق ماندم بی تو
وامانده اشتیاق ماندم بی تو
غم را به نکاح جاودانی خواندم
با عشرت خود طلاق ماندم بی تو


یک فکاهه : میگه یکنفر میره ماه عسل، از یادش میره که خانم خود را با خود ببره!!! ....هاهاها
Dovara ba و chon shaeri qable namidanam baze kalamahysh ghayb shoda..ahah :)

وصف تو گفتن فقط کاهی ایست از کوهی بتا

همنشین با تو شدم رمز جوانی یافتم

صد هزاران نکته دیدم بر خم زلفان تو

از خم وپیچ اش بساط نکته دانی یافتم


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی
ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد

می رسد روزی که بی من روز ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی می رسد روزی که تنها در کنار قبر من شعر های کهنه ام را مو به مو از بر کنی

ميدانی اشک گاهي از لبخند با ارزش تراست چون لبخند را ميتو اني به هر کسي هديه بدهي ولي اشک را براي کسي ميريزي کسي نميخواي از دستش بدهي

Hamshera Tabasom :) khodet aga dar Ayenda Mutawaje bashe ka che ra dar koja post koned bahter ast, :) Aga inqadre zyad en mazmun/tanz Gofatr ra dost dari yak topic new baaz ko assan mesha :) wa hatme baze Sahem megeren... Tashakor :)


مرا آوای غمها زیر کرده
زمین گیر غم بی پیر کرده
هما وای دلم آیا کسی هست
که یاد قلۀ پامیر کرده؟

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
Rast gofti Yaldi Jan.
هر كه عاشق شد جفا بسيار مي بايد كشيد
بهر يك گل منت صد خار مي بايد كشيد
من به مرگم راضيم، اما نمي آيد اجل
بخت بد بين، از اجل هم ناز مي بايد كشيد

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
Tanx Omeri Jan ma hamesha rast megam:)

در خانه خود نشسته بودم دلریش
وز بار گنه فگنده بودم سر پیش
بانگی آمد که غم مخور ای درویش
تو در خور خود کنی و ما در خور خویش


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
آوای تو می خواندم از لابتناهی
آوای تو می آردم از شوق به پرواز
شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی
امواج نوای تو به من می رسد از دور
دریایی و من تشنه مهر تو چو ماهی
وین شعله که با هر نفسم می جهد از جان
خوش می دهد از گرمی این شوق گواهی
دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست
من سرخوشم از لذت این چشم به راهی
ای عشق تو را دارم و دارای جهانم
همواره تویی هرچه تو گویی و تو خواهی

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
یک روز به شیدایی ، در زلف تو آویزم

زان دو لب شیرینت ، صد شور بر انگیزم


گر قصد جفا داری اینک من واینک سر

ور راه وفاداری ، جان در قدمت ریزم


بس توبه و پرهیزم ، کز عشق تو باطل

من بعد بدان شرطم کز توبه بپرهیزم


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم
تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم
ز سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری
به درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم ؟

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
ما را چو شمع ازین بزم بی خود گذشتنی هست
گردون چه برفرازیم؟ سر نیستیم، پاییم


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
منم مجـــنون، لیلایم تو باشی
انیس رنج و غمهایم تو باشی
مـیان غنچۀ گل های نو رس
گـل سرخ تمنــــــایم تو باشی

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
یکدم ز یاد روی تو غافل نمی شوم
مجنون راه عشقم و عاقل نمی شوم
دریای عشق می کشدم خوش به عمق خود
غرقش همی شوم و به ساحل نمی شوم


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
واه واه خوبش
مرا دردیست اندر دل اگر گویم زبان سوزد
اگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
در عشق اگر جان بدهی جان این است
ای بی سروسامان ِ سرو سامان این است
گر در ره او دل تو دردی دارد
آن درد نگه دار كه درمان این است


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
تـــا چنـــد زنم بــــروی دریــــــــا هـــا خشت

بیــــزار شدم ز بت پـــــرستــــان و کنـــــشت

خیــــــام کـــه گفت دوزخـــی خواهد بـــــــود

کـــه رفت بـــه دوزخ و کـــه آمد زبــــــهشت


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم

شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم

تو کیستی که من از موج هر تبسم تو

بسان قایق سر گشته روی گردابم

من از کجا سر راه تو آمدم نا گاه

چه کرد با دل من آن نگاه شیرین آه

تو دور دست امیدی و پای من خسته است

چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است

تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه

مدام پیش نگاهی مدام پیش نگاه

چه آرزوی محالی است زیستن با تو

مرا همین بگذارند یک سخن با تو


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
وفای بی وفایان كرده پیرم
برم یار وفاداری بگیرم
اگر یار وفادار نجویم
سر قبر وفاداران بمیرم


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
Muslima jan besyar khobesh bood ahahah me Like :-)

Omeri jan Intekhab Zeeba tanx for sharing ..

مجنون و پریشان توام دستم گیر
سرگشته و حیران توام دستم گیر
هر بی سر و پا چو دستگیری دارد
من بی سر و سامان توام دستم گیر


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
روزی پرسیدمش با بیقراری
به غیر از من کسی را دوست داری
از خجالت دو چشمش بر هم افتاد
میان گریه هایش گفت آری


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
یا رب ز کرم دری برویم بگشا
راهی که درو نجات باشد بنما
مستغنیم از هر دو جهان کن به کرم
جز یاد تو هر چه هست بر از دل ما


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
آواز عاشقانه ی ما، در گلو شکست

حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست



دیگر دلم هوای سرودن نمی کند

تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست



سربسته ماند بغض گره خورده در دلم

آن گریه های عقده گشا در گلو شکست



ای داد ، کس به داغ ِ دل ، باغ ِ دل نداد

ای وای ، های های عزا در گلو شکست



آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود

خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست



« بادا » مباد گشت و « مبادا » به باد رفت

« آیا » ز یاد رفت و « چرا » در گلو شکست



فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند

نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست



تا آمدم که با تو خداحافظی کنم

بغضم امان نداد و خدا . . . در گلو شکست




edited by: Omeri, datetimebrief

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
تا ژندهء عشق حق بر افراخته ايــــــم
از مخمل خون به تن کفن ساختــه ايم
ما مفت نه سهم می بريم از خورشيد
دامن دامن ستاره پرداخـــــــــــــته ايم
من آن ابرم که می خواهد ببارد
دلِ تنــــــگم هوای گریه دارد
دلِ تنـــگم غریب این در و دشت
نمی دانــــد کجا سر می گذارد
Salam Ashiq jan wa khosh amdae.. :-)

دست از طلب ندارم تا کام من بر آید
یا جان رسد به جانان یا جان زتن برآید


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
دلم بردی و جان بر کار داری تو خود جای دگر بازار داری
نباشد عاشقت هرگز چو من کس اگر چه عاشق بسیار داری
ز رنج غیرتت بیمار باشم چو تو با دیگران دیدار داری
عزیزت خوانم ای جان جهانم از آنست کین چنینم خوار داری
کسی کو عاشق روی تو باشد سزد او را نزار و زار داری
دو چشمم هر شبی تا بامدادان ز هجر خویشتن بیدار داری
شدم مهجور و رنجور تو زیراک تو خوی عالم غدار داری
ترا دارم عزیز ای ماه چون گل چرا بی‌قیمتم چون خار داری
نگر تا کی مرا از داغ هجران لبی خشک و دلی پر نار داری
تو خود تنها جهان را می بسوزی چرا بر خود بلا را یار داری
بکن رحمی بدین عاشق اگر هیچ امید رحمت جبار داری
سنایی را چنان باید کزین پس ز وصل خویش بر خوردار داری

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
يك قلب سياه كن خودت مي فهمي
يك ‏بار گناه كن خودت مي فهمي
من اين همه بد نيستم آقا! خانم!
يك لحظه نگاه كن خودت مي فهمي
Yaldi Jan,

Salam and cordial greeting thanks for welcoming me ....
CHeers,
Ashiq !
ashiqYaldi Jan,

Salam and cordial greeting thanks for welcoming me ....
CHeers,
Ashiq !

Well come man!

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
Thanks, Omeri La La !
Qabele nadarad!

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
ياد آن که جز به روي منش ديده وانبود
وان سست عهد جز سري از ماسوا نبود
امروز در ميانه کدورت نهاده پاي
آن روز در ميان من و دوست جانبود


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی

در محفل دوستان به جز یاد تو نیست
آزاده نباشد آنکه آزاد تو نیست
شیرین لب و شیرین خط و شیرین گفتار
آن کیست که با این همه فرهاد تو نیست
تا که نوشیدم از آن لب ساغر مهر و وفا -- نیَم اندر پی ساقی، می باقی چه کنم
‫من با تو ام ای رفیق ! با تو
همراه تو پیش می نهم گام
در شادی تو شریک هستم
بر جام می تو می زنم جام
من با تو ام ای رفیق ! با تو
دیری ست که با تو عهد بستم
همگام تو ام ،‌ بکش به راهم
همپای تو ام ، بگیر دستم
پیوند گذشته های پر رنج
اینسان به توام نموده نزدیک
هم بند تو بوده ام زمانی
در یک قفس سیاه و تاریک
رنجی که تو برده ای ز غولان
بر چهر من است نقش بسته
زخمی که تو خورده ای ز دیوان
بنگر که به قلب من نشسته
تو یک نفری ... نه !‌ بیشماری
هر سو که نظر کنم ، تو هستی
یک جمع به هم گرفته پیوند
یک جبهه ی سخت بی شکستی
زردی ؟ نه !‌ سفید ؟ نه !‌ سیه ، نه
بالاتری از نژاد و از رنگ
تو هر کسی و ز هر کجایی
من با تو ، تو با منی هماهنگ
این هم یک شعر زیبا از سیمین بهبهانی شاعره دوستداشتنی

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم
گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم
گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم
گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم




edited by: Omeri, datetimebrief

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد


من خواب تو بدیدم تو خواب دیگران را
از بهر تو سرودم آن شرح و داستان را
خوب شد نگفته بودی آن یار بی وفا بود
...گر چه سلامی نفرست بخشا عزیز جان را
بیهوده گشتۀ تو ناراحت از ادایش
خواب تو سخت نگردد بس کن تواین وآن را
بشنو تو این ترانه در وصف گل بگویم
از شعر شاعرانی این نکته و بیان را
از حسرت نگاهی خون جگر چرایی
با یک نوای وصلی روشن کن آسمان را
این قصۀ محبت حقا که با تو گویم
من روی ماۀ خواهم نه خوشه اختران را
دستت بده بد ستم تا کام دل ببینی
چون موج و سازیم ازعشق دریای بیکران را
این یار که در بَرِ توست از لُطفِ بیکرانش
دمسازومهربان باش این یار سر گران را
ای نـــازنین ا زعشق تــو دیوانــه دیوانه ام

وز دیگران یکبارگی بیگــانه ام بیگانـــه ام

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
ای نازنین!
مگذار که دور از تو برای تو بمیرم
صید تو شدم تا که به پای تو بمیرم

هر عضو ز اعضای تو غارتگر دلهاست
ای آفت جان بهر کجای تو بمیرم

گر عمر ابد خواهم از آنست که خواهم
آنقدر نمیرم که به جای تو بمیرم

با من همه لطف تو هم از روی عتابست
تا هم ز جفا، هم ز وفای تو بمیرم


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
مکن ضایع طبیبا مرهم خویش
که خوش می سوزم از داغ فراقش


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
شکوه ِ پنجره ام را شکست ، سنگ غروب

چراغ عشق بدستم ، روم به جنگ غروب

غزال روشنی آهسته گام میماند

و در کمین دلش گله ی پلنگ غروب

به خون تپیده نگر ، ابر های خوش باور

و شب به شانه زده ، بازهم تفنگ غروب

کسی نرفت سر راهِ روشن فردا

به جسم شهر چه جاریست خون بنگ غروب

شبی که خالی خالیست از ستاره و مَه

تو آفتاب چه خواهی ، ز دست تنگ غروب

غروب ، جام شکسته است دل مبند به آن

که رقص مرگ طلوع است در شرنگ غروب

هزار آیینه راهست تا به آزادی

مبند گام سحر را به پای لنگ غروب

به هوش باش که آوازه های مسمومست

فریب میدهدت ظاهر ِ قشنگ غروب

طلوع خانه ی من ، خسته آفتاب چراست ؟

و صبحدم ز چه رو میدمد به رنگ غروب ؟


(اسد بدیع)
به قلبم سوره کوثر نوشتند
دلم را بنده قنبر نوشتند
به کوی عاشقی، در لوح سینه
صد و ده مرتبه حیدر نوشتند




edited by: ashiq, datetimebrief


دوباره .....


دوباره پنجره را باز میکنم امروز

دوباره میخوانم

سرود کوچ زمستان خلوت خود را

دوباره میخوانم

ز واژه واژه ی شوق

ز بیت بیت غزلهای عاشقانه ی صبح

ز انتظار پرنده

به باغ تنهایی

ز آشیانه ی نو بافته ز شاخه ی سرو

ز کوچ قطره در آغوش تشنه ی دریا

ز بوسه ی باران

به گونه های عطش خسته ی عروس علف

دوباره میخوانم

ز آفتابی که هرصبح مست میسازد

ز جرعه جرعه ی نور

مرا که تشنه ی دیدار چشمهای توام

ز خواب میخیزم

به سوی پنجره بسته ی میروم با شوق

دوباره پنجره را باز میکنم امروز

که کنج خلوت من ، دشت نور گردد باز

و خوب میدانم

که انتظار مرا

ختم عاشقانه تویی


(اسدبدیع)
یاد داری که وقت زادن تو
همه خندان بودند و تو گریان
انچنان زی که بعد رفتن تو
همه گریان شوند و تو خندان
ناصح نکنم هرگز زان سرو روان پرهیز
از من تو مجو دیگر ، پنهان و عیان پرهیز
بنموده نگاه من عادت به نگاه او
ز آتش نکنند ایدل آتش نگهان پرهیز


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
زندگی افسانه ای جدایست فریاد بی صدایست تنها مرو همسفر
زندگی افسانه ای جدایست فریاد بی صدایست تنها مرو همسفر
زندگی افسانه ای جدایست فریاد بی صدایست تنها مرو همسفر
رها کردی غم بی رنگی ام را
دل ساحل نشين سنگی ام را
دوبيتی هم اگر باشی از امشب
نمی بخشم به تو دلتنگی ام را
اگر جانم به درد آید سراسر
بجانانم قسم زین میبرم حظ


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
ظلم ماری است هر که پروردش=اژدهایی شد و فرو بردش
شمع گر پرده نشین شد ز تو پروانه چه غم
شکر لله که تو را هم پس دیواری است

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
تو بفکر خفتنی در این رباط
فارغی زین کارگاه و زین بساط
طــــــواف کـــــعبه دل میکنی یار
من از این رسم و آیین میبرم حظ

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
ظاهرش چون گور كافر پر حلل * باطنش قهر خدا عزوجل
ظاهرش چون گور كافر پر حلل * باطنش قهر خدا عزوجل
Mane حلل che ast?...


لغمان وکُنر و ننگرها ر و غورات

برما چو بهشت است وچون آب حیات


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
حلل جمع حله است - یعنی جواهر و زیورات

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
تــــــرنم بخشدم سمع صدایش
ز آن آهنگ و آوا میبرم حظ


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
ظاهرش چون گور كافر پر حلل * باطنش قهر خدا عزوجل
Omeriحلل جمع حله است - یعنی جواهر و زیورات



Tashakor :-)

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
qashang ظاهرش چون گور كافر پر حلل * باطنش قهر خدا عزوجل


Umm????

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
لطفاً شعر را تکراری ننویسید و فعلاً برای همین شعر جواب دهید
تــــــرنم بخشدم سمع صدایش
ز آن آهنگ و آوا میبرم حظ


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
ظلم ظالم تا کی حاکم است در اینجا=== ما سست عهدان مگر کوریم؟
مگو از بي وفايي ها بگو از مهربانی ها
كنيم تا كي شكايت ها لب دريا لب دريا
اوستاد اندر حساب رسم و خط
طرح و نقشی خالی از سهو و غلط




edited by: ashiq, datetimebrief
" Toye" Not like... ;-)

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
Yaldi Jan,

Oh why? There are good poems in ط magam don't know why you don't like lol

Cheers,
Ashiq
Hatme ast mager ma yaad nadaram..:-) duts Y i dont like dega :-) namesha ba jay Toye Ba Taay Goft?...ahah....

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
HAHAHAHAHAHA

YALID JAN TAM ZIAD FUNNY GAPA MEZANI LOL OK AZ KHATER TU ALL RIGHT YOU CAN BEGO KHAIRA LOL MAQSAD SHER JOR BIYAYA HAHAH

CHEERS.
ASHIQ
hahah.. ney Khair ast saber mekonem mesha kodam banday khuda dega yaad dashta basha... Mager tanx ka ajaza daden ;-)

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
طپش های دل منتظرم
طپش های دل منتظرم

تک تک گام ترا میشنوم

میرسی ، شام مرا ،
میبری تا به لب چشمه ی نور

در میان شک و تردید بمن میبخشی

باورگمشده ی فردا را

پُر ِ تقدیس سحر میگردم

گرمی دستانت ،

آتش معبد زردشت بمن میبخشد

که در آن خلوت مِهر

میرسم تا به اَهورا مزدا

وازاو میپرسم : معنی عشق چی است ؟

او بمن میگوید:

وقتی از یاد کسی ،

خانه ات مست چراغ و غزل و آیینه است

وقتی از یاد کسی ،

از گنه ،از غم فردا ت، تهی میگردی،

و خدا نیز فراموشت هست ،

میرسی تا به دم قریه ی عشق

به دم قریه ی عشق ، باغبان پیری ست

که به فرزندانش ،

سبد ی میبخشد
که در آن میبینی،

آب و آیینه و انگورو انار

خوشه ی گندم ، تخم لاله

هوس خنده و بیداری دل

قفس غصه و بیزاری جنگ

دشت آزادی و آواز خروس

فرشی ازرشته ی طلایی نور

و لحافی ز پَرِ هشیاری

و توانایی ِ خودخورشیدی
باغبان با لبخند،

سبدی نیز ترا میبخشد.
تو همه مبهوتی

و دگر هیچ نمیپرسی هیچ،
( معنی عشق چه است!؟)
طپش های دل منتظرم انتظاریست پر از بیداری

یــــاد دورانی که از یادی دلم بیتاب بود
سینه ام پردرد و داغ و دیده ام پرآب بود
صـــاحب قشخانه بودم داشتم مهمان سرا
اختلاطم روز و شب با همره احباب بود
در مـــــــــــیان باغ رفبتم تا بیاسایم دمی
زیرچــــــتر نسترن آرام جانم خواب بود
زاهــدا گر سوی مسجد نامدم عذرم پذیر
روی یارم قـبله و ابروی او محراب بود
پیچ وتابم داد و غرقم کردجانم را گرفت
حلـــقه های کاکل یارم مگر گرداب بود
ashiqظلم ظالم تا کی حاکم است در اینجا=== ما سست عهدان مگر کوریم؟

Beyadar ee kho shair nist dega. agar shair jangi mikoni shair post ko aga ni zaroor nist har chiz post koni, therefore, still no answer for my shair. You can find a poem with the letter my poem ended. thanks.
شعر به حرف ظ ختم گردیده بود



edited by: Omeri, datetimebrief

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
Omeri !!!
Bakhylom tanaha tu Shayer astee dega kolage Lateefa megan cheto hahahaha Sounds weird dude …



Cheer,
M.E
Ashiq bachish da jan mardom nazan dega. Ee shair nist, some sayee qisa ast. aga gofta mitani saee shair bogo aga ni daneta basta ko. ha ha ha
OMERI BEGI JAWAB SHER TA BAZ ERAM BEGO SHER NABOAAD LATHEEFA BOAD LOL….

ظلم برمن مکن که مظلومم
اه مانند خنــــــــجری دارم

می رســــد هر نفس بفریادم
دادرس یـــــار و یاوری دارم
عشقری زان جهت سیه روزم
که بزلف کســــی سری دارم




Edited by ashiq on Aug 08, 2010 - 07:51 AM.
مرا فکری ز رفتن نیست در سر
نه در هر جای دنیا میبـــــرم حظ
تویی قلبم، تویی جانم، تویی روح
ز این الفـــاظ زیبــــــا میبرم حظ


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
ظلمت تمام روی جهان را گرفته است
یکذره روشــــــــــنایی درین زنگبار تو
چون یک وجب زمین نبود در تصرفم
من را امــــــــید فایده کشت و کار کو
هر کس نشسـته بر سر راهی بمقصدی
می پرســــــــت که دیده بی انتظار کو




Edited by ashiq on Aug 09, 2010 - 11:09 AM.
وگر دردم دهی از هجرت ای یار
ز سوز هــجر و سودا میبرم حظ


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
Hech hazzzz nabar.!!!!!!!!!!!!!!!!.. malom mesh ka ظ ra besyar khosh dary...

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی

ظلم مکن بر سر من اینقدر
من فسرده دل شکشته عشقم
مرا در کابل بی آب می خواهی ولی خپ خپ/خودت با عیش ها تنها لب دریا لب دریا
Umm !!! ?

اندرين ظُلمت شب چند بخوابيم من و تو

تا كه از خواب بخيزيم سحر، خانه تباه ست

آنچه را داده خداوند امانت بر ما

يك به يك باز سپاريم ،همه را بي كم وكاست


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
ashiq[size=large]
ظلم مکن بر سر من اینقدر
من فسرده دل شکشته عشقم

واه واه واه واه! چی شعری! ها ها ها
نمیفامم بالای خود نیشخند میزنی یا بالای دیگران. فکر میکنم دیگر شعری پیدا نکردی و باز هم همان پیشه سابقه ات را اختیار کردی. شاعر میگه
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود
ب[/size]ه این معنی که شخص شما هیچگاهی اصلاح نمیشوید، پس درست نیست که وقت گرانبهای خویش را هدر دهیم. تشکر

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
NOT AGAIN PLEASE......................

DAR EN MAH MUBARAK ZARORAT AST KA EN SHAKEL GAP HA BA HAM BEZANEM??? AGAR HETERAM INSANET, AFGHANET NEST AQALAN EN MAHA RA DAR NAZAR BEGEREM.. FEKER KONAM KA HAMA AZ 18 INJA BALAN BASHEM..... MA INTEZAR NADASHTAM KA MR. OMERI BAAZ EN SHAER RA QAYEM BEGERA..

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
YALDINOT AGAIN PLEASE......................

DAR EN MAH MUBARAK ZARORAT AST KA EN SHAKEL GAP HA BA HAM BEZANEM??? AGAR HETERAM INSANET, AFGHANET NEST AQALAN EN MAHA RA DAR NAZAR BEGEREM.. FEKER KONAM KA HAMA AZ 18 INJA BALAN BASHEM..... MA INTEZAR NADASHTAM KA MR. OMERI BAAZ EN SHAER RA QAYEM BEGERA..


Pas Topic Shair Jangi barai chi ast. This is a challenging topic and the nature of this topic is to contest. I didn't say anything bad. I just said the realities. PLEASE THINK BEFORE YOU SAY SOMETHING!!!


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
OMERI !!!

Roza darom chiz namegomet aga ne Shaftal haita baad baad mekadom Today … Coward Omeri I think you forget your lollypop!

Annoyed
M.E




Edited by ashiq on Aug 16, 2010 - 12:07 PM.
Omeri

I am kindly requesting you to stop using your unncessary words, before it goes further with Ashiq.
Hope this is clear.

Regards,
Wais

Note: This is a copy of your farsi text:
واه واه واه واه! چی شعری! ها ها ها
نمیفامم بالای خود نیشخند میزنی یا بالای دیگران. فکر میکنم دیگر شعری پیدا نکردی و باز هم همان پیشه سابقه ات را اختیار کردی. شاعر میگه
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود
به این معنی که شخص شما هیچگاهی اصلاح نمیشوید، پس درست نیست که وقت گرانبهای خویش را هدر دهیم. تشکر

Do you think it`s necessary to use i`t?
wais777Omeri

I am kindly requesting you to stop using your unncessary words, before it goes further with Ashiq.
Hope this is clear.

Regards,
Wais


Note: This is a copy of your farsi text:
واه واه واه واه! چی شعری! ها ها ها
نمیفامم بالای خود نیشخند میزنی یا بالای دیگران. فکر میکنم دیگر شعری پیدا نکردی و باز هم همان پیشه سابقه ات را اختیار کردی. شاعر میگه
عاقبت گرگ زاده گرگ شود
گرچه با آدمی بزرگ شود
به این معنی که شخص شما هیچگاهی اصلاح نمیشوید، پس درست نیست که وقت گرانبهای خویش را هدر دهیم. تشکر

Do you think it`s necessary to use i`t?


ویس جان
بنظر شما کجای گفته های من غیر ضروری است او واقعاً ریشخندی میکرد گفتم ریشخند نزند. اما چون این بار او نبود و چندین بار این کار را تکرار کرد و قصد فریب ما را داشت گفتم او اصلاح نمیشود. منظورم این بود که اگر او نمیتواند در بخش شعر جنگی اشتراک کند چرا چیز های بیهوده را پوست میکند. نشنیده یی که میگن وقتی نمیتوانی سنگی را برداری او را بوسه زده و در جایش بگذار. پس لازم نمیبینم او در این بخش اشتراک کند مگر اینکه زورش برسد

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
ای شب تو به روزگار من میمانی...یا مولا دلم تنگ آمده ..شیشه ای دلم ای خدا زیر سنگ آمده.ای ماه نهان به یار من میمانی ...یا مولا دلم تنگ امده شیشه ای دلم ای خدا زیر سنگ امده...ای ایر سیاه توهم به این حالت زار...یا مولا دلم تنگ آمده..شیشه ای دلم ای خدا زیر سنگ آمده...یا مول...ا دلم تنگ آمده ...شیشه ای دلم ای خدا زیر سنگ آم...ده...:::این اهنگ بسیار زیبا و دلنشین مرحوم ساربان را به همگی شما دوستان عزیز هنر دوست تقدیم میکنم...روح آن مرحوم شاد باد. این آهنگ گاه گاهی در خلوت شبها با من یکجا است
خوشم آمد ممنون ...... شادو خُرم باشید

نشنیده یی که میگن وقتی نمیتوانی سنگی را برداری او را بوسه زده و در جایش بگذار ویس جان

Hello Wien

Could you please expalin what do you really mean with the last text of your post.
نشنیده یی که میگن وقتی نمیتوانی سنگی را برداری او را بوسه زده و در جایش بگذار ویس جان

بنده به انتظار جواب شما
با احترام
ویس
در بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست
یا سخن دانســــــته گو ای مرد دانا یا خموش


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
Sham shamak man allah sham shamke man
Khabar nadari dil bar jan az dilak man


n plz Iraad nageri dega Omeri :-)

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
Dega kho kodam kasti nadara ama da fard dowom yak "Jan" ezafa ast. Wa dar Ayenda waqti ahang mikhandi "Jan" Nagoyee. Besyar Shair phokhta wa khob bood. Namifamom Shaeerish kist?? Afarin.. Edama beti.
نقش معکوس نگین از سجده میگردد درست
سرنوشت واژگون را راست میسازد نمـــاز

shoma ra ba sari babi awladai tan qasam namaz khod ra bokhanin.

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
Ahah Ok hanuz ma gofta bodam ka cheze nagoye..:-) well yak song bood ka hamo lahza baydem amad honestly motmaen ham nestam ka hamcho chez basha,..:-)

زن بوُد معصوم وپاک وازعواطف بهره ور

زن بوُد همراز در این دار فانی بهر مرد

زن بوُد پُر کار و در صبر و تحمل بی مثال

زن بوُد بحری ز اسرار نهانی بهر مرد


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
دل مي‌رود و ديده نمي‌شايد دوخت
چون زهد نباشد نتوان زرق فروخت
پروانهء مستمند را شمع نسوخت
آن سوخت كه شمع را چنين مي‌افروخت


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
تا که بودیم نبودیم کسی

کشت ما را غم بی هم نفسی

تا که رفتیم همه یار شدند
...
تا که مردیم همه بیدار شدند

قدر آیینه بدانید چو هست

نه در آن وقت که افتاد و شکست


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
This is 4 u Yaldi jan...

تو هرچه بپوشي به تو زيبا گردد
گر خام بود اطلس و ديبا گردد
منديش كه هركه يك نظر روي تو ديد
ديگر همه عمر از تو شكيبا گردد


زندگی اجبار است مرگ اخطار است دوستی فقط یکبار است اما جدایی بسیار است
دل از ما می‌کند دعوی سر زلفت به صد معنی
چو دل‌ها در شکن دارد چه محتاج است دعوی را
کی میخواهد شعر جنگی کند

دیشب صنم ذهوش مدهوشم کرد === دستم را بگرفت حلقه بگوشم کرد
صـــدا زدم آه گوشـــم آه گوشــــم === لب بر لب نهـاد و خاموشـــم کـرد




Edited by baahmadi2010 on Oct 21, 2010 - 08:35 AM.

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
قلـــم جیـــب تو مـــرزا ندارد === لب هـــای نرم تو خـرمــا ندارد
همان بوسـه کـــه دادی بر من === از ملاء پرسیدم هیچ گنــاه ندارد


من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
Salam Baahmadi jan khosh amden :-) umm shaer Wais jan Ba Alf khatem shoda.. wa shoma ba Dal goften.. !!!

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
اگر تو خودت را در یک اطاق تاریک دیدی..!
دیوارهای اطرافت همه سرخ بود!
و خون از همه جا می آمد!
اصلآ نترس!!!
تودر قلب منی




Edited by baahmadi2010 on Nov 03, 2010 - 12:16 PM.

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
ای اشـک آرام بریز بر گـونه بیمـار من***ای غــم تو هم لذت ببر از این همـه آزار من



Edited by baahmadi2010 on Nov 03, 2010 - 12:26 PM.

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
Salam Yaldi jan,
Man fekr mekonam k ba aeen room hech kas alaqa khaas nadarad, hatta shuma ham.
Magar why dear Yaldi jan.

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
YALDISalam Baahmadi jan khosh amden :-) umm shaer Wais jan Ba Alf khatem shoda.. wa shoma ba Dal goften.. !!!


Ok dear Ok, I will make it
but don't leave this room,
For all friends.

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
hi to everyone
i want to say im new user here
and hope to know everyone and be friend
felan ke sher wa moshaira ast ba ejaze dostan wa shakila jan mam ba yak qeta sher darom albata ba edame sher shakila jan ast menawesam
هر روز دلم بـه زیر باری دگر اسـت
در دیده من ز هجر خاری دگر اسـت
مـن جـهد همی‌کنم قضا می‌گوید
بیرون ز کـفایت تو کاری دگراسـت
ای اشک غم آرام بریز *** بر گونه بیمار من
ای غم تو هم لــذت ببر *** ازین همه آزار من


من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
Happy New Year!!!!! 2011
Happy New Year!!!!! 2011
Happy New Year!!!!! 2011
Happy New Year!!!!! 2011
نمیدانم محبت را بر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود
برچه گُلی بنویسم که هرگز پرپر نشود
برچه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود
برچه آبی بنویسم که هرگز گل آلود نشود
و برچه قلبی بنویسم که هرگز سنگ نشود

prety Happy New Year!!!!! 2011
Happy New Year!!!!! 2011
Happy New Year!!!!! 2011
Happy New Year!!!!! 2011
نمیدانم محبت را بر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود
برچه گُلی بنویسم که هرگز پرپر نشود
برچه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود
برچه آبی بنویسم که هرگز گل آلود نشود
و برچه قلبی بنویسم که هرگز سنگ نشود



در قلب مادرت بنویس که همیشه مهربان میباشد
Write it in your Mother's Heart, its Always Kind.


من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
در عشـق تو از بس کـــه خروش آوردیم
دریای ســــپهر را بـــــه جــــوش آوردیم
چون با تو خروش و جوش ما درنگرفت
رفتیـــــم و زبانهـــــــای خمــوش آوردیم


من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
♪ღ♪❤
ميروی از من و لبريز فغانم، چه کنم ♪ღ♪❤
ميشوی دور و ازين غم نگرانم، چه کنم
خواهی آتش به غرورم زن و خواهی بنواز
دوستت دارم و ترکت نتوانم، چه کنم
تو طلبگار جوانهای پر آوازه شدی
من که يک آدم بی نام و نشانم، چه کنم
♪ღ♪❤♪ღ♪❤
من دل به تو دادم دلــــــدار منــی
تو دل به کسَ نده اگــر یار منــی


احمدی

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
یارب نگاهی کسی را به کسی اشنا مکن
گر میکنی گرم کن از هم جدا مکنی
یارب چه چشمه یست محبت که من از ان
یک قطره اب نوشیدم و دریا گریستم
من که در خواب تو ام از خواب بیــدارم مکــــن
مســت و مدهوش تو ام بیهوده هوشــیارم مکــــن


من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
نه خواب میشکند نی سپیده میگذرد
عجب شبی ست فلق نادمیده میگذرد
به باغ سرو نروید بغیر چوبه ی دار
پرنده نیز زشاخش رمیده میگذرد
زبسکه سرو تبر خورد در مقام خزان
بهار شبزده قامت خمیده میگذرد
سفیر ناله ی پرهیبت نیستانی
بر آستان دو لب نارسیده میگذرد
صدای ضجه ی قربانیان ز عرش گذشت
فلک کر است و یا نا شنیده میگذرد
چه شد که رستم دستان پیش دیو سفید
کمان بدست ولی ناکشیده میگذرد
ببین که فاجعه از ریشه سوخت فردا را
وعمر باغ طراوت ندیده میگذرد
چوسنگسار شود نور , دختر خورشید
قبای خویش به آتش کشیده میگذرد
خدای جنگ دو دستش پر از رسالت مرگ
ز هر لبی گل لبخند چیده میگذرد
چراغدار رۀ عشق با کلید نجات
زهر تبار دلی برگزیده میگذرد
به هر قبیله که سروی شکست , مادر عشق
هزار سرو دگر آفریده میگذرد

shakila sultani
دلم گم شده پیداش میکنم من اگه عاشقته وای به حالش رسواش میکنم من وای به حالش رسواش میکنم من یه روز خیمه زدی تو سرنوشتم منم از عاشقیم واست نوشتم گمون کردی هنوز پر شر و شورم هنوز عاشقم و خیلی صبورم شبا همش به میخونه میرم من سراغ می و پیمونه میرم من تو این میخونه ها خسته دردم بدنبال دل خودم میگردم تو این میخونه ها خسته دردم بدنبال دل خودم میگردم دلم گم شده پیداش میکنم من
نه پای رفتنــــم اکنــــون نه بال پرواز است
از این چه سود کـه برمن در قفس باز است


احمدی


من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
تو کــــه یک گوشـــه چشمت غم عالـــم ببرد
حیـف باشد کــــه تو باشــی و مرا غـــم ببرد


احمدی

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
دیشب تو را زخوبی تشبیه به ماه کــــردم
تو خوبتــر زمـاهی من اشتبـــــاه کــــردم


احمدی

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
: mara ba bada chi hajat ki mast roi to basham
dar arzoi to basham gholam roi to basham
می آید و گُــــم می شـــود در بادها ی تلخ
مردی کـــــه دارد در گلــو فریاد هـای تلخ
ما همچو مجنون شور شیدائی به سر داریم
دلخســــــته ایم ازین همـــه ارشـادهای تلخ


احمدی

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
خودم اینجا خیالم با تو آنجاست

تمامِ لحظه هایم با تو زیباست

زمژگانت رسید تیری به قلبم

که داغش تا ابد در سینه پیداست

ز تو دور هفته بر چشمم شده سال

اگرچه یادهایت با من همراست

هزاران آفرین بر چشمِ مستت

که بر قصر دلِ من حکمفرماست

چنانم با تو بودن زود بگذشت

که یاد آوردنش مانند رویاست


تو مپندار که مهر از دل محزون نرود *** آتش عشق به جان افتد و بیرون نرود

وین محبت به سد افسانه و افسون نرود *** چه گمان غلط است این برود چون نرود


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
دور از تو درین شهر مرا همنفســـی نیســت
فریاد کــنم از دل و فریاد رســـی نیســـــــت
ما را نفس از هجــــر به لــــب آمد و مردم
گویند که این عشق تو هم جز هوسی نیست
ای آه! بســــوزان شرر سینــــــــــــه ما را
کـــه این سینه برای ما جز قفســی نیســـت


احمدی

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
tora ba ghairo mibinam sadaiam bar nami ayad
dilam misozado kare ze dastam bar nami ayad
دل غصه مکن,الله کریم است
عاشق کشی میراثِ قدیم است
هر کس نکشیده داغِ هجران
از محرکه بیرون ز حریم است
تا کَی بکشم غمِ جدایی
...مجنون شدم و خدا رحیم است
گر چند که جفا میبینم از یار
اندر دلِ و جانِ من صمیم است
دشنام ز لب اش چه زیب دارد
شیرین سخنش پندِ حکیم است


qashang دل غصه مکن,الله کریم است
عاشق کشی میراثِ قدیم است
هر کس نکشیده داغِ هجران
از محرکه بیرون ز حریم است
تا کَی بکشم غمِ جدایی
...مجنون شدم و خدا رحیم است
گر چند که جفا میبینم از یار
اندر دلِ و جانِ من صمیم است
دشنام ز لب اش چه زیب دارد
شیرین سخنش پندِ حکیم است

tora ba digaran binam dilam daryaye khon gardad
elahi kasaaie mehro mohabat sar negon gardad

Code<code>[code]
[/code]</code>




Edited by rafi on Jan 29, 2011 - 07:34 PM.
دریا کجا و پایِ دلِ بی صدا کجا ست
کشتی کجا و ساحلِ مهرو صفا کجا ست
در جستجوی گوهر عشق در شنا شدم
غرقِ جنون گشته ام , آن نا خدا کجا ست
اشکِ صدف ریزم و در بحر خاطرش
...اشکِ مرا , قیمت و قدر و بها کجا ست
tabasom
VERY NICE POEM TABASOM JAN, I LIKED IT SO MUCH.




Edited by baahmadi2010 on Jan 30, 2011 - 12:02 PM.

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
ترسم که اشـک در غم ما پرده ی دَر شود
و این راز سر به مهر بـه عالــم ثمر شود


احمدی

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
dar en donyae be asel chora maghror megarde .....gar seliman shawe baz ahm nasebe mor megarde
یکی آیینه را بشکست و زیبا شد ، چه دنیایی

یکی خندید بر خورشید و والا شد ، چه دنیایی

یکی در کشت فردا ، دود و باروت و تباهی ریخت

هزاران لاله در آتش شگوفا شد ، چه دنیایی



یک دانه دختر دارم دخترم قشنگ است
مخانه آرام آرام می رقصه وقتی که
مادر جان خواب باشد

Quote

Spoiler follows




یک عمری سوختم از هجر رویش
وفا نکرد با من او جفا کرد
دستهایت تکیه گاهم بود و نیست

عشق تو پشت و پناهم بود و نیست

حیف! آن وقتی که عاشق شد دلم
...
چیز سبزی در نگاهم بود و نیست

عشق این سرمایه بازار دل

آب این روی سیاهم بود و نیست

یاد آن ایام مشتاقی بخیر

عاشقی تنها گناهم بود و نیست
تو را دوست داشتن برای من عبادت است.
از تو دور بودن برای من قیامت اســـــت.
آزادی عشق تو برای من حاجت اســـــت.
دیدن رخ ماهت برای من زیارت اســــــت


من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد


احمدی

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
تو گر جانانه میبودی , و من دیوانه می بودم
تو مِنشستی به قصر دل , منش بیخانه می بودم
به شبهای خیالِ من شرابِ شوق میگشتی
تو گربودی مَی و مینا , و من مَیخانه می بودم
نگشتی ای عزیز همدم , به شامِ تارِ من یکدم
...اگر چون شمع میبودی , بدان پروانه می بودم
ز شُرب آن لبِ مُیگون , اگر نوشانیم قدری
چو باشی ساقیِ عمرم , ز جان پیمانه می بودم
من از آرامش ساحل ، گریزانم گریزانم

هنوز هم در گلوی خود غم ناگفته ی دارم

توتسکین دل تنگم ، تو فریاد نیستانم

درون خرمن جانم هزاران شعله افگندی

هنوز عمریست می سوزم ،هنوز آتش نگهبانم

میان دستهایم آفتابی یادگار توست

که در شب هم پر ازنورم ، ز نور آیینه بارانم

زمین و آسمان حبسم ، غم هجران نمی گنجد

نه درصحرای صبرم ، نی در آغوش بیابانم

توفریادی به خاموشی ، تویاد نافراموشی

تو دیداری ، تو آغوشی ، تو دانی درد پنهانم


ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان با دگـــران وای به حال دگران


احمدی


من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
نه پِر فرداست کشت آفتابی بر لب بامی

نه دستی بر گریبان ِ ز شب بیزار میرقصد

کسی فرمان قتل غنچه ها را میدهد در باغ

و نسل مرگ بر دوشی بدور دار میرقصد







دوباره پنجره را باز میکنم امروز

دوباره میخوانم

سرود کوچ زمستان خلوت خود را

دوباره میخوانم

ز واژه واژه ی شوق

ز بیت بیت غزلهای عاشقانه ی صبح

ز انتظار پرنده

به باغ تنهایی

ز آشیانه ی نو بافته ز شاخه ی سرو

ز کوچ قطره در آغوش تشنه ی دریا

ز بوسه ی باران

به گونه های عطش خسته ی عروس علف

دوباره میخوانم

ز آفتابی که هرصبح مست میسازد

ز جرعه جرعه ی نور

مرا که تشنه ی دیدار چشمهای توام

ز خواب میخیزم

به سوی پنجره بسته ی میروم با شوق

دوباره پنجره را باز میکنم امروز

که کنج خلوت من ، دشت نور گردد باز

و خوب میدانم

که انتظار مرا

ختم عاشقانه تویی

یاری اندر کـس نـمی‌بینیم یاران را چـه شد
دوسـتی کی آخر آمد دوستداران را چـه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاسـت
خون چـکید از شاخ گل باد بهاران را چـه شد
کـس نـمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حـق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لـعـلی از کان مروت برنیامد سال‌هاسـت
تابـش خورشید و سعی باد و باران را چـه شد
شـهر یاران بود و خاک مـهربانان این دیار
مـهربانی کی سر آمد شـهریاران را چـه شد
گوی توفیق و کرامـت در میان افـکـنده‌اند
کـس بـه میدان در نمی‌آید سواران را چه شد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاسـت
عـندلیبان را چـه پیش آمد هزاران را چـه شد
زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کـس ندارد ذوق مستی میگساران را چـه شد
حافـظ اسرار الـهی کـس نمی‌داند خـموش
از کـه می‌پرسی که دور روزگاران را چـه شد

دوش وقـت سحر از غصه نجاتـم دادند
واندر آن ظلمت شـب آب حیاتـم دادند
بیخود از شعشـعـه پرتو ذاتـم کردند
باده از جام تـجـلی صـفاتـم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شـب قدر که این تازه براتـم دادند
دلا بـسوز کـه سوز تو کارها بـکـند
نیاز نیم شـبی دفـع صد بـلا بـکـند
عـتاب یار پری چهره عاشقانه بـکـش
کـه یک کرشمـه تلافی صد جفا بکـند
ز مـلـک تا ملـکوتـش حـجاب بردارند
هر آن کـه خدمت جام جهان نما بـکـند
طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک
چو درد در تو نـبیند کـه را دوا بـکـند
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
کـه رحـم اگر نکـند مدعی خدا بکـند
ز بخـت خفتـه ملولـم بود کـه بیداری
بـه وقـت فاتحـه صـبـح یک دعا بکند
بسوخـت حافـظ و بویی به زلف یار نبرد
مـگر دلالـت این دولتـش صـبا بکـند

در آن نفس کــــــه بمیـرم در آرزوی تـو باشــــــم
بدان امید دهـــــم جان که خاک کوی تـو باشــــــم


احمدی

(ba_ahmadi2010@yahoo.com)

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
sorry it was mistake



Edited by baahmadi2010 on Feb 13, 2011 - 11:52 AM.
من به خـال لبــت ای دوســت گرفتــــار شـــــدم
عشــــق بیمـــــار تو را دیدم و بیمـــــار شـــــدم


احمدی

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
a



Edited by baahmadi2010 on Feb 13, 2011 - 11:52 AM.
واوا بسیار عالیست.


مرغِ دلِ من نغمه و آهنگِ تو دارد
دیوانِ دلم جمله ز فرهنگِ تو دارد
غوغا به پا گشته به میدانِ محبت
این شاۀ جنون باز به سَرجنگِ تو دارد
نخلِ که به دل شاندی و چندساله شد ای جان
......سیب کرده و این میوه همه رنگِ تو دارد


درد و اندوهم فزودی در سکوت نیمه شب ها
با خودم تنها نشستم نغمه مرگم سرودم
کاش هر گز من نبودم کاش هرگز من نبودم
...خود بگو با من چه استی سرکش و مغرور استی
آه ای عشق کجایی از جهان حسن هایی
با دل افسرده من سالها شد آشنایی
کاش هرگز من نبودم کاش هر گز من نبودم


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
مرا صــد بار از خود برانی
دوستت دارم
به زندان خیانت هم کشــانی
دوستت دارم
چـه ســـود از مهر ورزیدن
چـه حاصــل از وفــا کردن
مـــرا لایق بدانــی یا ندانی
دوستت دارم


احمدی
(ba_ahmadi2010@yahoo.com)

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
مرغِ دلِ من نغمه و آهنگِ تو دارد
دیوانِ دلم جمله ز فرهنگِ تو دارد
غوغا به پا گشته به میدانِ محبت
این شاۀ جنون باز به سَرجنگِ تو دارد
نخلِ که به دل شاندی و چندساله شد ای جان
......سیب کرده و این میوه همه رنگِ تو دارد
در محفل عاشقان خوشا رقصیدن//// دامن ز بساط عافیت برچیدن
در دست سر بریده ی خود بردن//// در یک یک کوچه کوچه ها گردیدن


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
نگشتی ای عزیز همدم , به شامِ تارِ من یکدم
…اگر چون شمع میبودی , بدان پروانه می بودم
bah bah che zeba khosham hamad;-) thxxxxxxx Rooney jani

من تاب ترا در دلِ بی تاب کردم
عکس تو بغل گرفته و خواب کردم
وانگه که بخواب رفتم , مهتابی بود
بامداد, نمازم پیشِ آفتاب کردم


مخمور چشمِ مستت , خُمِ شراب ما را
وز گردشِ نگاهت , دل پیچ و تاب ما را
از لعلِ نوشِ مَی گون,گر قطرۀ بنوشم
گستاخیم ببخشا , عالی جناب ما را
زلفِ سیاه و مشکین, زندان و بند و قمچین
...آن تیغِ ابروانت ,کرده عذاب ما را
رخسار چو صفحۀ شعر,از عشق گوید و مهر
لبخندِ رمزو رازت, درس و کتاب ما را
باغ و بهارِ حُسنت , هرگز خزان مبا دا
سروِ قدِ رسایت , کرده خراب ما را
این دیده نیست قابل دیدار روی تو *** چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
آسمان جای عجیبیست نمی دانستم
عاشقی کار غریبیست نمی دانستم

عمر مدیون نفس نیست نمی دانستم
عشق کار همه کس نیست نمیدانستم


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
من به خـال لبــت ای دوســت گرفتــــار شـــــدم
عشــــق بیمـــــار تو را دیدم و بیمـــــار شـــــدم
rooney من به خـال لبــت ای دوســت گرفتــــار شـــــدم
عشــــق بیمـــــار تو را دیدم و بیمـــــار شـــــدم

ببخشید رونی عزیز شعر شما تکرار است در صفحه 25 یکبار پٌست شده

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
مگذارکه جاده های تنهایی از کوچه چشم تو بگذرند *** کســــی در این حوالــی هنوز هم منتظر اســت

احمدی

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
تو هم کشتی من هم کشتم چه فرق است بین ما وتو

تو آدم کشتی و من نفس خودرا از گنهگاری

تو هم بردی من هم بردم به روی شانه های خود

تو مال مردم مسکین ومن رنج از وفاداری

تو هم راندی من هم راندم دوتایی با همه کوشش

تو ملت را زخاک شان و من مکروب و مرداری


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
یکی آیینه را بشکست و زیبا شد ، چه دنیایی

یکی خندید بر خورشید و والا شد ، چه دنیایی

یکی در کشت فردا ، دود و باروت و تباهی ریخت

هزاران لاله در آتش شگوفا شد ، چه دنیایی



یاد ها از من گـریزاننــــــد مثـــل ِ ســــــــال ها

باز گرداند به من ، یاد ِ گـــــــریزان ، برف نو



یاد کنج صنــدلی و چــای و نقــل و قصـــه را

می دواند در رگ خوابیـــده ء جان ، برف نو



من لبم را میگزم ازغصه چون خوشبخت اوست

می زند صد بوسه بر خـــــاک ِ نیاکان ، برف نو



می روم تا دور هــــــا ، تا کوچهء پیشین ِ مان

بینم آنجا کـــرده جمعی را پریشــــان ، برف نو



دست و دل خـالی و چشم ِ مردمــان بر آسمان

هــدیهء تلخیـــست بر بی خانمــانان ، برف نو



صبـر می ریزد ز مـــوج خنــــــده ء سرد گدا

گریه ها دارد به روی قصر شاهان ، برف نو



تا بهـــار ِ دیگرم ، تقـــــویم گر ، دستم بگیر

می دهــد دل را نشان از نو بهاران ، برف نو


والله قسم است مفتونت استم
لیلی ای منی, مجنونت استم
گر چند که جفا میبینم از تو
دل داده ام و دلخونت استم

...
مست ومخموروخراب ازغم شدم***ذره ذره آب گشتم کم شدم

آخر آتش زد دل دیوانه را*******سوخت بی پروا پر پروانه را

خاطراتم را توبیرون کن زسر****دیشب از کف رفت فردا را نگر

عاشقی را دیر فهمیدی چه سود***عشق دیرینت گسسته تاروپود

گرچه آب رفته باز آید به رود****یوسف بیچاره اما مرده بود


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
بسیار عالی و بامزه


دریا کجا و پایِ دلِ بی صدا کجا ست
کشتی کجا و ساحلِ مهرو صفا کجا ست
در جستجوی گوهر عشق در شنا شدم
غرقِ جنون گشته ام , آن نا خدا کجا ست
اشکِ صدف ریزم و در بحر خاطرش
...اشکِ مرا , قیمت و قدر و بها کجا ست


چقدر عالی !! بسیار زیبا! دلم است دزدی کنمش. :P

تا ماۀ رُخ ات به دیده تابنده شده
مهتاب به آسمان چه شرمنده شده
بستی و مرا به تیرِ مژگان ای جان
پایِ دلِ ما به زُلف تو بنده شده
بسمل شده ام به تیغِ ابروی خَم ات
...دل در غمِ هجران تو آگنده شده
تصویرِ خیالات تو اندر دلِ من
والله قسم است به چشم پرونده شده
در بازیی شطرنجِ نگاهی مرموز
رُخ دادی و شاۀ دل بازنده شده


هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودی

وز هر طرفی رفتم ، توراهبرم بودی


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
یک کرشمه کرد با خود، آنچنانک:
فتنه‌ای در پیر و در برنا نهاد
در خواب تو را دیدم و چون چشم گوشودم

دیدم همه جا پر تو مهتاب شده

در اوج لطافت بود و پاکی دامن
...
مهتاب منست آن گل پروانه ندیده

گل های جهان عطر تو را وام گرفتند

از پیک نسیمی که به زلف تو وزیده

هر کسی بوسه ستاند ز لب یار کســی *** بی گمان دســـت در آغوش نگارش ببرند


برای پلوشه جان عزیز در سویس

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
در بازیی شطرنج نگاهی مرموز
رخ دادی و شاهء دل بازنده شده



خوشم آمد دریای شعر تان همیش خروشان باد!
هر که را دیدم درین خلوت سرا
بهر مــــــــــردن زندگانی میکند


کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
دیوانه نمودم دلی فرزانه خود را .......در عشقی تو گفتم همه افسانه خود را
بسیار زیبا سرودید



ای دوست باما زمانه سازی تا کَی
نیرنگ و فریب, حیله و بازی تا کَی
یک بار به حال زار ما رحم نما
دل میبری و به بازی بازی تا کَی


baahmadi2010
هر کسی بوسه ستاند ز لب یار کســی *** بی گمان دســـت در آغوش نگارش ببرند


برای پلوشه جان عزیز در سویس

Nice and well said.

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
یکی در آرزوی دیدن توست/یکی در حسرت بوسیدن توست

ولی من ســــاده و بـی ادعایم/تمام هســــتیم خندیدن توســت


For my dearest (P)


من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
تا کَی به هوایِ تو نشینم تا کَی ؟
از دور به سویی تو بیبینم تا کَی ؟
یک روز نشد که آیی اندر بَرِ من
تا کَی میکنی زارو غمینم تا کَی ؟

...
یارا چه کرده ایم که از ما بریده ای

یا ما چه گفته ایم که از ما رمیده ای


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
یارا چه کرده ایم که از ما بریده ای

یا ما چه گفته ایم که از ما رمیده ای


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
یار اگر سر با ویرانه ما زنند ....هرچی ویرانه یابم چمن مکنم
ما چون دو دریچـــــــه روبروی هـــــم *** آگاه ز هر بگو مگوی هـــــم

هر روز ســلام و پرســـش و خنــــــده *** هر روز قراره روز آینــــــده

اکنون دل من شکسته و خسته ست *** زیرا یکی از دریچه ها بسته ست


من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
تبســــــــــم تو تجســــــــــم تمــــام خوبی هاســت

به تبسمت سوگند ، کـه شاد بودنت آرزوی ماسـت


احمدی

من دل به تو دادم دلــــدار منـی *** تو دل به کس نده اگر یار منـی
تا بکَی ای عشق توما را, زارو نالان میکنی
پایِ دل در کوه ای او , آبله باران میکنی
رفته ام از شهرو مسکن کرده ام صحرای غم
سینۀ شادِ مرا, هردَم نیستان میکنی
خسته ام از هجرِ خوبان ,ترکِ دنیا کرده ام
...خاطرِ افسردۀ ما را پریشان میکنی
ترا میخواهم، و گرنه یار بسیار //
گلی میخواهم، و گرنه خار بسیار //
گلی میخواهم که در سایه اش نشینم //
و گرنه سایه ی دیوار بسیار


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
ترا میخواهم، و گرنه یار بسیار //
گلی میخواهم، و گرنه خار بسیار //
گلی میخواهم که در سایه اش نشینم //
و گرنه سایه ی دیوار بسیار


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
رفتی از خویش و کف پای کی را بوسیدی
ای دل پاک گناه تو خوشیم میاید
Quoteترا میخواهم، و گرنه یار بسیار //
گلی میخواهم، و گرنه خار بسیار //
گلی میخواهم که در سایه اش نشینم //
و گرنه سایه ی دیوار بسیار

Chi migi oo dokhtar??? ela ba ela, khai tabrik basha dega.

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد
دل غصه مکن,الله کریم است
عاشق کشی میراثِ قدیم است
هر کس نکشیده داغِ هجران
از محرکه بیرون ز حریم است
تا کَی بکشم غمِ جدایی
...مجنون شدم و خدا رحیم است
گر چند که جفا میبینم از یار
اندر دلِ و جانِ من صمیم است
دشنام ز لب اش چه زیب دارد
شیرین سخنش پندِ حکیم است

@ Omeri che mubarak basha...



تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست
حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست
من تشنه ی یک لحظه تماشای تو هستم
افسوس؛که یک لحظه تماشای تو رویاست


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
besayr ziba yaldi jan


تا ماۀ رُخ ات به دیده تابنده شده
مهتاب به آسمان چه شرمنده شده
بستی و مرا به تیرِ مژگان ای جان
پایِ دلِ ما به زُلف تو بنده شده
بسمل شده ام به تیغِ ابروی خَم ات
...دل در غمِ هجران تو آگنده شده
تصویرِ خیالات تو اندر دلِ من
والله قسم است به چشم پرونده شده
در بازیی شطرنجِ نگاهی مرموز
رُخ دادی و شاۀ دل بازنده شده
همه جا دکان رنگ است همه رنگ می فروشد
دل من به شیشه سوزد همه سنگ می فروشد

به کرشمه نگاهش دل ساده لوح ما را
چه به ناز می رباید چه قشنگ می فروشد


منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
بسیار زیبا و قشنگ سرودید


دریا کجا و پایِ دلِ بی صدا کجا ست
کشتی کجا و ساحلِ مهرو صفا کجا ست
در جستجوی گوهر عشق در شنا شدم
غرقِ جنون گشته ام , آن نا خدا کجا ست
اشکِ صدف ریزم و در بحر خاطرش
...اشکِ مرا , قیمت و قدر و بها کجا ست
تو ای حلاوت مو عود از کجا شده ای
که تا نهایت دنیای من رها شدهد ای
گل کدام بهاری که در خرابه ای دل
به رنگ و بوی دگر جلوه کرده وا شده ای
مگر ز آب رخ گل سرو برت شستند
......که اینقدر به نظر خوب و خوشنما شده ای
ز آب و خاک چه آشوب قد بر آوردی
درخت آتش من سخت دلربا شده ای


قهار عاصی

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
یـوســف گـمـگـشـته بـازآیـد بـه کـنعان غــم مــخور
کلــبه احــــزان شـــود روزی گلـــستان غــم مــخور

بـبین کــه ســیب زنــخـدان تـو چــــه مـــی‌گـــویــد
هــزار یـوســف مــصری فــــتـاده در چــه مـاســـت
---------------------------------------------------------
پــیـراهـنـــــــــی کـــه آیــد از او بـــوی یـوسـفــــم
تـرســـــم بـــرادران غــــــیورش قـــــــبا کـــنـــنـــد
---------------------------------------------------------
یـار مـــفروش بـه دنـــیا کـه بـســـی ســود نـکــــرد
آن کـــه یـوســــف بـه زر نـاســره بـــفـروخــــته بـود
---------------------------------------------------------
بــدیــــن شـکـســـته بـیـت الـــحـزن کــه مــــی‌آرد
نـشــــــــان یــوســــــف دل از چـــه زنــخـدانـــــش
---------------------------------------------------------
این کــه پـیرانـه ســرم صـحبت یـوســــف بـنـواخـت
اجــــر صـبریـسـت کــه در کلــــبه احــــزان کــــردم
---------------------------------------------------------
الا ای یـوســف مـصری کـه کـردت سـلطنت مـغرور
پـدر را بــازپـــرس آخــر کـــجا شـد مـــهر فـرزنــدی
---------------------------------------------------------
یـوســــف عــزیــزم رفــــت ای بـــرادران رحـمــــی
کـز غـــمش عـــجب بـینــــم حـــال پـــیر کــنعانــی

---------------------------------------------------
---------------------------------------------------
حـافــظ مـکن انـدیــشـه کـه آن یـوســف مـه رو
بــازآیـــــــد و از کلـــــبه احــــــزان بـه درآیــــی



یوسف مصری نمی آید به کنعان دلم
بازسر را می گذارد غم به دامان دلم
بی حضورچتر دستانت ببين يعقوب وار
مانده ام امشب دوباره زير باران دلم


:-D

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
من به خـال لبــت ای دوســت گرفتــــار شـــــدم
عشــــق بیمـــــار تو را دیدم و بیمـــــار شـــــدم
ما تن به فنا دادیم تا زنده شما باشید



برخاک مزار ما مشغول دعا باشید



چو شمع وجود ما قربان شما گردید



روشن گر شمع ما شاید که شما باشید



در پیچ و شکنج دهر نومید نباید شد



مردانه در این وادی با شور و نوا باشید



یک روز اگر آیید بر خاک مزار ما



قرآن خدا خوانید مشغول ثنا باشید



با خورد و بزرگ قوم از مهر چنین گویید



با سید خود بلخی داییم به وفا باشید



امروز اگر طوفان بر کشتی ما افتاد



ممکن که شما فارغ از غرق و فنا باشید

(علّامه شهید سیّد اسماعیل بلخی

منم که یک سری مویت به عالمی نفروشم
تویکه عاشق بیچاره را به هیچ فروشی
Yahdi Jan agar ejaza basha, yak shair Jangi saee ra shoro konim, baz ham ba harfe "zoi", chotor ast?

کـنم هر شب دعایی، کز دلم بیرون رود مهرش
ولــی آهسته می گـــــــــــویم ، الهی بی اثر باشد

تشکر از شما دوستان که همیشه مارا همرای میکنید جهان سپاس

در خیالــم قامـــت نازت چو پـــــــیدا میشود
لرزه در هــر رگ رگ جانـــــــم هویدا میشود
در سراب خاطرم چون نقش رویت می کشم
ساغـــــر امــــید لبریـــــز از تمــــنا میشود



دل زدستش فسانه ها دارد
نا ز نینم بها نه ها دارد
شنود یار هر سرودِ دلم
وز جدایی ترانه ها دارد
مرغِ عشقش پریده ازدلِ من
...دستِ اغیار چی دانه ها دارد
سایۀ مویش از سرم بگرفت
بهرِ زلفش کی شانه ها دارد
قصرِ وصلِ دلم به باد بداد
رقیبانم چه خانه ها دارد
گُم شود دل به صحرایی غمش
لاله از خود نشانه ها دارد


دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمرجاویدان بماند
خدارا میدهم سوگند برعشق
هرآن خواهی برایت آن بماند
بپایت ثروتی افزون بریزد
...که چشم دشمنت حیران بماند
تنت سالم سرایت سبز باشد
برایت زندگی آسان بماند
تمام فصل سالت عید باشد
چراغ خانه ات تابان بماند
دلت شاد و لبت خندان بماند
برایت عمر جاودان بماند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خدا را میدهم سوگند به عشقت
هران خواهی برایت آن بماند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به پایت ثروت افزون بریزد
که چشم دشمنت حیران بماند
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تنت سالم سرایت سبز باشد
برایت زندگی آسان بماند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تمام فصل سالت عید باشد
چراغ خانه ات تابان بماند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دل بدست آور که حج اکبر است
از هزاران کعبه یک دل بهتر است
ترا دل دادم ای دلبر شبت خوش باد من رفتم
تو دانی با دل غمخور شبت خوش باد من رفتم
اگر وصلت بگشت از من روا دارم روا دارم
گرفتم هجرت اندر بر شبت خوش باد من رفتم
ببردی نور روز و شب بدان زلف و رخ زیبا
زهی جاده زهی دلبر شبت خوش باد من رفتم
به چهره اصل ایمانی به زلفین مایۀ کفر
زجور هر دو آفتگر شبت خوش باد من رفتم
میان آتش و آبم ازین معنی مرا بینی
لبانم خشک و چشم تر شبت خوش باد من رفتم
بدان راضی شدم جانا که از حالم خبر پرسی
ازین آخر بود کمتر شبت خوش باد من رفتو
من بید شوم، قد تراسایه كنم
بلبل شوم وهزار ویك ناله كنم
شمشاد شوم، روم به پیش استاد
تاشانه شوم، زلف ترا شانه كنم
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
ترا من دوست میدارم از آن روز ازل گویم ترا من دوست میدارم الهی تا اجل گویم ترا من دوست میدارم بدشت لاله گون غم چو زهره درغروبم من به آتش بی سکونم من ترا من دوست میدارم به چشمانت نظر کردم شبم رابی سحر کردم به بحر غم سفر کردم ترا م ...
من به خـال لبــت ای دوســت گرفتــــار شـــــدم
عشــــق بیمـــــار تو را دیدم و بیمـــــار شـــــدم
سلام و صد سلام نثا ر تک تک شما همراهان عزیز ،روزتان بخیر عزیزان ،سعادت ،سلامتی برایتان آرزو دارم با سپا س بیکران

Madar ........مادر..........مادر


پاکترین کلمه " وجدان " است
جذاب ترین کلمه " آشنایی " است
متین ترین کلمه " عشق " است
تلخ ترین کلمه " جدایی " است
زشت ترین کلمه "خیانت " است
سخت ترین کلمه " تنهایی " است
و بد ترین کلمه "بیوفایی " است .
زیبا ترین کلمه " مادر " است

توبه کردم که دیگر می نخورم در همه حال/بجز از امشب و فردا شب و شبهای دیگر
رفتی و بی تو دفتر کمرنگ یک غروب
در کوچه های آبی چشمم گشوده شد
پیش تو عشق هجی سبز بهار بود
با رفتنت بلور غزلهای من شکست
ای معنی طراوت باران عاطفه
... بی تو غمی غریب به شهر دلم نشست
در پاسخ سوال سراسر نیاز من
گفتی که چشم های مرا جا گذاشتی
بعد از عبور ساده خود مهربان چه زود
دل را میان حادثه تنها گذاشتی
این بود پاسخ تپش قلب عاشقم
این بود پاسخ غزل سرخ انتظار
کردی دریغ از دل من یک نگاه را
این بود رسم مهر و وفای تو ای بهار
نورت چه شد ستاره من پرتوت کجاست
باور نمی کنم که تو از یاد برده ای
باور نمی کنم که پس از مدتی غروب
دل را به شهر آبی دیگر سپرده ای
رفتی و بغض کرد بدون تو شهر چشم
بی تو غروب می کند از دیده ام بهار
تا آن زمان که بگذری از کوچه دلم
ما غرق حسرتیم و هیاهو و انتظار
رفيق بي وفا را کمتر از دشمن نمي دانم
شوم قربان آن دشمن که بويي از وفا دارد . .